کُنج درون
شو بدان کُنج درون خُمّی بجوی
پیوندهای روزانه

برای امام شکل حکومت مهم نبود!

اصل محتوا (مبنای اسلامی و مردمی) بود.

حضرت امام در پاسخ یه پرسش یکی از خبرنگاران خارجی که پرسیده بود: به نظر شما كدام كشور اسلامى است كه بهترین شكل دولتى را داراست و چرا؟ می فرماید:

«شكل دولتها چندان اهمیت حیاتى در حفظ دموكراسى و تأمین هر چه بیشتر آرمانهاى انسانى ملت ندارد. هر چند كه بعضى از آنها نسبت به اشكال دیگر ترجیح دارد. ولى آنچه مهم است ضوابطى است كه در افرادى كه براى قبول مسئولیتها انتخاب مى شوند باید رعایت شود، و نیز ضوابطى كه عمل و رعایت آنها باید براى دولتها غیر قابل اجتناب شناخته شود، كه اگر این ضوابط و معیارها كه در اسلام بر آنها تأكید شده است دقیقاً رعایت شود به وجود آمدن جامعه اى مترقى و پیشرو را مى توان جداً امیدوار بود.» (صحیفه امام، 5/334)

*********

هدف از فروش سرمایه کشور(نفت) چه باید باشد؟

حضرت امام: برای ملت، به ویژه قشر مستضعف!

حضرت امام معتقد بود فروش نفت باید براى زدودن فقر و فلاکت از جامعه و ملت باشد، نه چیز دیگر و این برای امام اولویت نخست بود. لذا می فرماید:

«اگر یك حكومت صحیح پیش بیاید، نفت را مى فروشد و پول مى گیرد خرج مى كند از براى منافع خود ملت؛ این فقرا را نجات مى دهد، این اشخاصى كه ضعفا هستند؛ اینهایى كه الآن به واسطه شكست كشاورزى هجوم آوردند در این سرماهاى زمستان به شهرها و مسكن ندارند... مملكت یك مملكتى باشد كه هر جورى هست فقرا به حالشان رسیدگى بشود.» (صحیفه امام، 5/363)

*********

وجود فساد در جامعه نشانه چیست؟

امام: نشانه اسلامی نشدن و عدم قانونگرایی!

حضرت امام معتقد است عدم قانونگرایی مسئولان و مردم، و خود را عین قانون دانستن و... موجب فساد در جامعه شده و نشانه اسلامی نبودن جامعه است. لذا می فرماید: «اگر همه چیز اسلامى بشود، یك جامعه اى پیدا مى شود غیر قابل فساد. آسیب دیگر نمى بیند آن جامعه. و اگر بنا باشد كه باز یك جامعه هرج و مرجى باشد آسیب بردار هست. همه چیزش باید سر جاى خودش محكم باشد، و موازین باید موازین الهى باشد، و مملكت یك مملكت اسلامى باشد، قانون اسلام باشد. در اسلام یك چیز حكم مى‏كند و آن قانون است. زمان پیغمبر هم قانون حكم مى كرد. پیغمبر مجرى بود... امیرالمؤمنین مجرى بود. همه جا باید این طور باشد كه قانون حكم كند. یعنى خدا حكم بكند. حكم خدا. حاكم یكى است: خدا. قانون، قانون الهى. دیگران هم مجرى... اگر خودمان یك وقتى یك تخلفى بكنیم و توجه نداشته باشیم به اینكه نباید تخلف كنیم، اعتنا نكنیم به قوانین اسلام، یك وقت خداى نخواسته عنایت خدا از ما سلب مى شود. خودمان را به خودمان واگذار مى كند. و اگر این طور شد، یكى، یكى از بین خواهیم رفت.» (صحیفه امام، 11/523)

***********

11 دی ماه پیام تاریخی امام به گورباچف

رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق

حضرت امام بنا به وظیفه شرعی و الهی خود، و با توجه به آگاهی از روند جریانات مهم سیاسی بین المللی، بویژه تحولات عظیمی كه در جهان كمونیست دهه شصت در حال وقوع بود، سعی كردند از فرصت به دست آمده به نحو احسن استفاده كرده و با دعوت رهبر سیاسی بلوك شرق (شوروی سابق) جهان به اسلام، خلاء ناشی از فروپاشی كمونیسم را با جایگزینی اسلام ناب محمدی(ص) پر نمایند. به همین جهت هیأتی را به سرپرستی آیت الله جوادی آملی به مسكو اعزام كردند تا پیام كتبی ایشان را كه حاوی دعوت گورباچف بود، به ایشان ارائه نمایند. حضرت امام در این پیام تاریخی با بینشی برخاسته از مكتب وحی و فراتر از وقایع روزمره و اتفاقات سیاسی، به ترسیم دورنمای جهان پیش رو پرداخته و بیان کردند:

«جناب آقاى گورباچف، باید به حقیقت رو آورد. مشكل اصلى كشور شما مسئله مالكیت و اقتصاد و آزادى نیست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعى به خداست. همان مشكلى كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشیده و یا خواهد كشید. مشكل اصلى شما مبارزه طولانى و بیهوده با خدا و مبدأ هستى و آفرینش است.

جناب آقاى گورباچف، براى همه روشن است كه از این پس كمونیسم را باید در موزه‏هاى تاریخ سیاسى جهان جستجو كرد؛ چرا كه ماركسیسم جوابگوى هیچ نیازى از نیازهاى واقعى انسان نیست...» (صحیفه امام، 21/220)

***********

توجه امام به نقش مردم در تشخیص و انتخاب

14 دی 58، در آستانه نخستین انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب، حضرت امام پیامی دادند که نشان از اعتماد ایشان به مردم داشت. در این پیام 6 ماده ای تذکراتی را ارائه کردند. از جمله:

«1- با اینكه در این دوره به حسب قانون اساسى مصوب از ناحیه ملت، تصدیق صلاحیت رئیس جمهور و واجد بودن شرایط او به عهده اینجانب است،[اما] امر صلاحیت و انتخاب را به ملت واگذار نمودم كه خود سرنوشت خود را تعیین كنند...

2- در دوره هاى آینده كه ان شاء اللَّه استقرار كامل حاصل شد، به حسب قانون اساسى باید این امر به وسیله شوراى نگهبان عمل؛ و آنان هستند كه باید تشخیص صلاحیت رئیس جمهور را به حسب موازین قانونى بدهند...

3- اینجانب بنا ندارم از كسى تأیید نمایم، چنانكه بنا ندارم كسى را رد كنم. و از تمام احزاب و گروهها و افراد مى خواهم از نسبت دادن كاندیداى خود به من كه از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود، خوددارى كنند.» صحیفه امام، 12/11)

***********

17 دی؛ مقاله توهین آمیز به امام

جرقه های انقلاب

شهادت حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 56، در نتیجه برپایی مراسم های بزرگداشت ایشان در قم و شهرستانها، یک بار دیگر نام حضرت امام را به صورت گسترده در کشور مطرح ساخت. این امر در کنار دیگر عوامل موجب شد رژیم پهلوی با اقدامی ناپسند از طریق دستگاه تبلیقاتی و مطبوعات اقدام به تخریب و ترور شخصیت امام نماید، در نتیجه 17 دی 56 مقاله ای تحت عنوان «ارتجاع سرخ و سیاه در ایران» با نام مستعار احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات به چاپ رساند. نویسنده ضمن توهین به حضرت امام، ایشان و مخالفین انقلاب سفید شاه را عوامل ارتجاع معرفی كرده و علت حادثه­ 15 خرداد سال 42 را به حضرت امام نسبت داده بود. انتشار این مقاله موجب غلیان خشم مردم ایران و آغاز قیام ملت مسلمان گردیده و در نهایت پیروزی انقلاب در بهمن 57 را در پی داشت.

***********

کار کردن عبادت است؛

حتی بالاتر از زیارت رفتن است.

«اگر یك ملتى نخواهد آسیب ببیند باید این ملت اولًا با هم متحد باشد، و ثانیاً در هر كارى كه اشتغال دارد او را خوب انجام بدهد. امروز كشور محتاج به كار است... الآن عبادتتان این است كه كار بكنید. این عبادت است. همان طورى كه فرض كنید آمدن به زیارت حضرت معصومه- سلام اللَّه علیها- عبادتى است، كار كردن هم یك عبادتى است و شاید از بسیارى از مستحبات بالاتر باشد.» (صحیفه امام، 12/2)

**********

اصلاحات در کشور در گِرو تشنج زدایى است.

به اسم دین و مستضعف تشنج ایجاد می کنند!

حضرت امام در دوران حیات خویش معتقد به اصلاحات در کشور بود. اگر مشکلات و موانع داخلی و بیرونی (تحرکات ضد انقلاب و گروهکها به صورت مسلحانه، آغاز جنگ، تحریم های همه جانبه و...) اجازه می داد، دست به خیلی اصلاحات می زدند که مشکلات امروزی نیز مرتفع می شد. در همین راستا معتقد بودند راه اصلاحات اساسی منوط به آرامش جامعه است و کسانی که کشور را با حرف و عمل خود به تشنج می کشند، مخالف اصلاحات هستند. در یکی از سخنرانیها می فرماید:

«وظیفه ما ایرانیها و همه مسلمانها و همه كسانى كه علاقه به اسلام، علاقه به كشور اسلامى دارند، این است كه اولًا به بهانه هاى مختلف، با ناراحتیهاى شخصى و صنفى ایجاد تشنج نكنند. امروز روزى است كه اگر ایران آرامش نباشد، هیچ كار اصلاحى را نمى شود انجام داد. اصلاحات تابع این است كه یك محیطى باشد كه بشود در آن محیط كار كرد. اگر فرض كنید محیط دانشگاه، یك محیط متشنج باشد دانشگاهى نمى تواند در آنجا كار خودش را انجام بدهد. اگر در كارخانه ها تشنجى باشد آنها هم نمى توانند كار كنند. آنها كه مى خواهند جمهورى اسلامى تحقق پیدا نكند در این كشور، و كشور مستقل و آزاد نباشد، تشنج ایجاد مى كنند. در هر جا به یك صورتى؛ به اسم اسلام، كارهاى غیر اسلامى مى كنند. به اسم خدمت به مستضعفین كارهاى بر خلاف مى كنند. موجب تشنج مى شوند. موجب تحصن مى شوند. این اسباب این مى شود كه كسانى كه خیّر هستند نتوانند خدمت بكنند.

باید از این چیزها خوددارى بشود. هر روز تحصن نشود. هر روز راهپیمایى نشود. از این طور امور جلوگیرى بشود تا مملكت آرام بشود، و بتواند دولت یك كارى انجام بدهد.» (صحیفه امام، 12/9)

*********

اندرزهای اخلاقی امام

برترین هجرتها؛ هجرت از خود به خداست!

«هجرت یك معناى بزرگى است. و از همه هجرتها [مهمتر] هجرت از خودبینى و راه افتادن از این انانیت نفس و هجرت از خود به خداست. هجرت رسول اكرم، از مكه به مدینه براى این بود كه به بشر راه هجرت را، این هجرت از خود به خدا را نشان بدهد. تعلیمات انبیا براى همین هجرت است كه ما از ظلمات، از تاریكیها، از خودخواهیها، از نفسانیتها، هجرت كنیم به سوى خدا و پشت كنیم به خودمان و به آمال شیطانى خودمان؛ و رو كنیم به خداى تبارك و تعالى... كسى كه از این بیت نفس خارج شد... كسى خارج بشود از این بیت و رو بیاورد به خدا، هجرت كند به سوى خداى تبارك و تعالى و رسول خدا، كه آن هم هجرت به خداست، برسد تا آنجایى كه «ادركه الموت» حالا یا «ادركه الموت»، یعنى آن موت اختیارى كه از براى اولیاى خدا هست كه از همه آمال خودشان دست برمى‏دارند و فانى مى‏شوند در حق تعالى.» (صحیفه امام، 12/60)




طبقه بندی: سیاسی و اجتماعی،
[ پنجشنبه 11 دی 1393 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ محمد رجایی نژاد ]

شهدای گمنام! چرا گمنام؟

حسام الدین آشنا مشاور رئیس جمهور در روزهای اخیر نوشته های مکرری در رابطه با شهدای گمنام منتشر کرده و در این نوشته ها به چرایی وجود شهدای گمنام و انتقاد از اختیارات محدود بنیاد شهید که به نوعی زیرنظر دولت محسوب می شود، پرداخته است. آشنا در پستی با عنوان «شهید گمنام امروز چه معنایی دارد؟!» نوشت:

«دانشجویی پس از جریان دفن شهدای گمنام در میدان امیر چخماق یزد از من پرسید: پیکری که در تفحص یافت می شود یا دارای پلاک شناسایی است یا نه؟ در صورت اول گمنام نیست در صورت دوم یا ما فهرستی از مشخصات شهدای مفقود الاثر داریم یانه؟ اگر داریم با تطبیق دی ان ای میان نزدیکان شهید و پیکر یافت شده می توان هویت شهید را شناسایی کرد. اگر نداریم چرا در طول ۲۵ سال پس از پایان جنگ فراخوان نداده ایم هر خانواده ای که شهید مفقود الاثر دارد بیاید آزمایش دی ان ای بدهد و از طرف دیگر از بقایای هر شهید تفحص شده پیش از دفن آزمایش بگیریم و با تطبیق این دو بانک اطلاعاتی هم خانواده ها را از انتظار در بیاوریم و هم به جای افزایش شهدای گمنام ، شهدا را نام آشنا و نام آور کنیم.

او مثالهایی را یادآور شد که در همین سال گذشته برخی شهدای گمنام که در تهران دفن شده ند از همین طریق مورد شناسایی قرار گرفته اند. پس اگر می توان مدتها پس از دفن نمونه ها را تطبیق داد چرا از ابتدا همین اقدام را انجام ندهیم؟ آیا شما پاسخی برای او دارید؟»

آشنا دقایقی بعد در پست بعدی خود می نویسد: «به امید روزی که هیچ شهیدی را به صورت گمنام دفن نکنیم و همه شهیدانمان را به آغوش خانواده ها باز گردانیم. شهید گمنام امروز چه معنایی دارد؟ا»

وی همچنین ساعتی بعد دوباره به موضوع شهدای گمنام پرداخت و در سومین نوشته خود در شبکه اجتماعی گوگل پلاس نوشت: «سوال این است که آیا اصولا ما حق داریم قبل از این که تمام تلاشمان را برای رساندن یک شهید به خانواده اش انجام دهیم -تاکید می کنم تمام تلاشمان - پیکر او را به صورت گمنام دفن کنیم؟

در جریان دفن شهدا سه نهاد مسوولیت دارند .نهاد اول کمیته جستجوی مفقودین است که تا چندی پیش بخشی از بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح بود و با اتمام ماموریت سردار باقر زاده در آن بنیاد ، مستقل شد . این ستاد فعلا هم کار تفحص را انجام می دهد ، هم شناسایی شهدا را دنبال می کند و هم مکان های دفن شهدا را معین می کند و هم مراسم را برگزار می کند.

نهاد دوم بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس است که در وضع فعلی ساختن و نگهداری از یادمان های شهدای گمنام را هم بر عهده دارد.

نهاد سوم بنیاد شهید و امور ایثار گران است که اگر چه قانونا هم پاسخگو و هم خادم خانواده های معزز مفقودین است ولی در چرخه امور مربوط به شهدای گمنام کاملا حذف شده است.

می توان با تقسیم کار منطقی تری میان این سه نهاد از گمنام دفن شدن شهیدان جلوگیری کرد.»




طبقه بندی: سیاسی و اجتماعی،
[ دوشنبه 8 دی 1393 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ محمد رجایی نژاد ]

شرح بی نهایت/حریم 149

اندرزهای اخلاقی امام

«بار علمْ بار سنگینى است... آن طور نیست كه تنها وظیفه شما تحصیل مشتى الفاظ و مفاهیم باشد بلكه حفظ اسلام و احكام اسلام است كه به شما سپرده شده و شما امین وحى الهى هستید، و باید در ضمن تحصیل علم مشغول تهذیب نفس هم باشید و چنانكه غیر را تبلیغ مى كنید نفس خود را هم اصلاح نمایید. وظایف خود را فراموش نكنید؛ با هم صلح و صفا داشته باشید، دسته بندى و اختلافات را كنار بگذارید، با هم برادر باشید، با روح واحد و صفاى باطن براى اسلام كار كنید.» (صحیفه امام، 2/411)

*********

رد تبلیغات سوء در مورد اقلیتهاى مذهبى

امام خمینی: اسلام نیامده است كه بشر را تحت مضیقه قرار دهد

«چون تبلیغات زیاد شده... ما در صحبتهایمان جواب داده ایم، لكن باز آنها تبلیغاتشان سر جاى خودش هست... مِنْ جمله راجع به اقلیتهاى مذهبى كه اینها تبلیغ كرده اند به اینكه اگر یك حكومت اسلامى پیدا بشود، یهودیها را چه خواهند كرد، نصارا را چه خواهند كرد، زرتشتیها را چه خواهند كرد، اینها را خواهند قتل عام كرد، چه! این حرف بسیار غلط است. و حكومت اسلامى اگر چنانچه ان شاء اللَّه برپا بشود، ما این یهودیها هم كه از ایران رفتند و بازى شان دادند و رفتند به اسرائیل، و الآن گرفتارند در آنجا، با دست این یهودیها و اسرائیلیهایى كه از امریكا آمده اند یا از دولتهاى دیگر رفته اند آنجا، این دسته هاى یهودى كه اینها آنجا بردند و اینها هم به خیالاتى رفتند آنجا، الآن آن طورى كه مى گویند بسیار در سختى هستند، ما اگر ان شاء اللَّه یك دولت عادلى تأسیس شد، آنها را دعوت مى كنیم؛ یهودیهایى كه مملكتشان ایران بوده است دعوت مى كنیم كه به وطن خودشان برگردند و با آنها كمال خوش رفتارى را دولت اسلامى مى كند. اسلام نیامده است كه بشر را تحت مضیقه قرار بدهد. اسلام یك قوانینى است كه تمام اقشار بشر را براى آن احترامات قائل است‏.» (صحیفه امام، 5/460)

**********

یادی از یار صدیق امام

شهید آیت الله غفاری

آیت الله شیخ حسین غفاری متولد 1295 ش، آذر شهر تبریز، یكی از یاران و شاگردان بنام حضرت امام بود كه در جریان نهضت بارها به زندان افتاد و شكنجه های سخت و فراوانی متحمل شد. حتی رژیم شاه برای فشار بیشتر، فرزندان، برادر و همسر آن مجاهد را نیز دستگیر و تحت فشار قرار داد، اما او باصلابت تمام ایستادگی كرد و چندین سال زندان را به جان خرید. تا آنجا که جمله معروف شهید غفاری «دشمن خمینی كافر است» در زندان خواب را از رژیم پهلوی گرفت؛ جمله ای كه در نهایت موجب شهادت ایشان در دی ماه 1353 گردید. روحش شاد و قرین رحمت الهی باد!

*************

گزارش جالب ساواک

از زندگینامه امام خمینی در سال 1342

یکی از گزارش های جالب در اسناد ساواک، مکاتبه اداره سوم ساواک با ساواک تهران است که طی آن در 13 بند زندگینامه حضرت امام را در خواست کرده و پاسخ آن در 404 کلمه داده شده است. به چکیده ای از آن توجه کنید: در بند دوم از نفوذ و تعداد تقریبی طرفداران امام (دی ماه سال 42) سؤال شده که پاسخ آن چنین است: «امروز نفوذ او به اندازه ای شده که تمام مخالفین به او متوجه هستند و هیچ روحانی قمی حق اعتراض به او را ندارد و اگر کوچکترین اعتراضی بکند مردم از او رویگردان می شوند. فعلاً از لحاظ روحانیت و سیاست در ایران اول شخص است»؛ در پاسخ به سؤال محل اقامه نماز جماعت و قدرت بیان ایشان، آمده است: در منزل خودش نماز می خواند و از قدرت بیان بسیار بالایی برخوردار است؛ در پاسخ به سؤالات متعدد پیرامون مقام علمی امام، گزارش شده: وی مجتهد مسلم و مرجع تقلید و جامع علوم معقول و منقول است؛ در باره روحیات و اخلاق ایشان گفته شده: مردی است خیلی مؤدب، روحیه مشروطه خواهی دارد، ولی با دستجات سیاسی ارتباط ندارد. از جمله نقاط ضعفی که در گزارش ساواک به امام نسبت داده شده: کمی تند مزاج است اما شجاع، متین و باهوش هستند. در سؤال نهم از وضع زندگی و ممرّ در آمدش پرسش شده که پاسخ چنین است: به هیچ وجه به عنوان وجوه شرعیه از کسی پول قبول نمی کند و زندگی اش خیلی ساده و آدمی قانع است. پرسش بعدی در باره میزان اعتقاد مردم نسبت به ایشان است که چنین گزارش شده: قبل از مبارزه های اخیر، یکی از چند مرجع تقلید بود، ولی فعلاً در اثر اقدامات مخالف دولت، تمام مردم به او توجه دارند و او را مرد اول روحانیت می دانند. کلاّ پاسخ ها به گونه ای است که اگر ندانیم این گزارش توسط ساواک تهیه شده، تصور می رود تنظیم کننده آن خود طرفدار جدّی امام است. (امام در آیینه اسناد ساواک، 2/381)

************

بهائیان ایران

با یکی از اساتید دانشگاه آمریکا

حضرت امام در  مصاحبه 7 دی 57، با آقاى «كرككروفت» از اساتید دانشگاه «روتكرز» امریكا، در پاسخ به پرسش ایشان که رفتار شما با اقلیتهاى دینی و مذهبى، مثل: صوفیها، آشوریان، مسیحیان، ارمنیان، یهودیان و بهاییان چگونه خواهد بود، می فرماید:

«بارها گفته ایم كه رفتارمان با اقلیتهاى مذهبى بسیار خوب خواهد بود. اسلام آنها را محترم شمرده است. ما به آنان تمام حقوقشان را مى دهیم. آنان حق دارند در مجلس وكیل داشته باشند و آزادند به فعالیتهاى سیاسى- اجتماعى بپردازند و آزادانه امور مذهبى خود را انجام دهند. آنان ایرانى هستند و مثل سایر ایرانیان در زیر چتر حكومت اسلامى زندگى با امنیت كامل خواهند داشت.» (صحیفه امام، 5/292)

و در ادامه باز سؤال می کند که آیا براى بهاییها هم در حكومت آینده، آزادیهاى سیاسى و مذهبى وجود دارد؟

امام پاسخ می دهند: آزادى براى همه افرادى كه مضر به حال مملكت نباشند داده خواهد شد. (صحیفه امام، 5/293)

****************

پاسخ امام به پرسش های

نماینده های دولت فرانسه

حضرت امام در دیدار 10 دی ماه 57 با كلود شایه (نماینده مخصوص كاخ الیزه) و ژاك روبر (مدیر كل سیاسى و مسئول امور خاورمیانه و ایران و رئیس امور كنسولى در وزارت امور خارجه فرانسه)، در پاسخ به پرسش ژاك روبر که پرسید: شما قصد دارید به جای رژیم سلطنتی، جمهورى اسلامى برقرار کنید، ممكن است بحثى درباره این جمهورى و اسلامى بكنید؟ امام می فرماید:

«اصل جمهورى همین است كه در مملكت شما هم هست؛ كه آراى عمومى مردم آن را تعیین مى كند. اسلامى مى گوییم، چرا كه قانون اساسى ما بر اساس آن است. قانون اساسى فعلى را بررسى مى كنیم، آنچه با اسلام موافق است مى پذیریم و هر جا كه تناقض دارد رد مى كنیم. جمهورى است، یعنى دموكراتیك؛ و اسلامى است، یعنى قانون آن اسلامى است»‏‏ (صحیفه امام، 5/311)

************

ریشه اختلاف و درگیرى‏ چیست؟

حضرت امام: بی ایمانی!

حضرت امام می فرماید: «اگر تمام انبیا جمع بشوند در یك محلى، هیچ وقت با هم نزاع نمى كنند. اگر اولیا و انبیا را، شما فرض كنید كه الآن بیایند در دنیا، هیچ وقت با هم نزاع ندارند. براى اینكه نزاع مال خودخواهى است. از نقطه نفس انسان پیدا مى شود كه آنها نفس را كشته اند. جهاد كرده اند و همه خدا را مى خواهند. كسى كه خدا را می خواهد نزاع ندارد. همه نزاعها براى این است كه این براى خودش یك چیزى مى خواهد، آن هم براى خودش یك چیزى مى خواهد. این دو خودها تزاحم مى كنند. این قدرت را مى خواهد مال خودش باشد، آن هم قدرت را مى خواهد مال خودش باشد. تزاحم مى كنند. جنگ درمى آید... اگر یك وقت ما دیدیم كه كسى براى برادرهاى خودش خیر نخواست، نزاع راه انداخت، هیاهو راه انداخت، این به طرف خودش بكشد، او به طرف خودش بكشد، این از ایمان معلوم مى شود كه حظ صحیح نبرده است. این كه باید ایمان در قلب این تأثیر بكند، نكرده است.» (صحیفه امام، 11/381)

********

دوستان غافل و دشمنان عاقل

از نگاه امام چه کسانی هستند؟

حضرت امام در توضیح این که دوستان غافل انقلاب چه کسانی هستند، می فرماید: کسانی هستند که طوری وانمود می کنند که ایران «مملكتى است كه همه به جان هم افتادند. وقتى یك‏ مملكتى همه به جان هم بیفتند، هر قشرى بخواهد دیگرى را بكوبد، هر طایفه اى براى خودش بكشد و دیگرى را از بین ببرد، یك همچو مملكتى در خارج منعكس مى شود كه این این طورى قابل بقا نیست، باید یك كارى كرد كه با دلسوزى هم بیایند جلو، كه باید، باید این نظم ایجاد بشود. اینها محتاج به قَیِّمند. دشمنهاى ما دنبال این مسأله هستند و دوستان ما غافل از این... امروز مصیبت ما این است. امروز كه مى خواهند این مملكت را معرفى كنند به اینكه اینها قابل اینكه آزاد باشند، قابلیت را ندارند... اینها قابل این نیستند كه آزاد بشوند. اینها باید اختناق برایشان باشد... همین معنا را مى خواهند در دنیا منعكس كنند كه یك كشورى هست كه اساسى اصلًا ندارد. قانون ندارد این كشور. هر كس به هر كس تعدى كند یك دادگاهى نیست جلویش را بگیرد... یك مملكت این طورى قَیم مى خواهد. خودشان نمى توانند اداره كنند خودشان را. این برنامه اى است كه براى ما به حسب احتمال و شواهد ریخته شده است و ما از آن غافل هستیم.» (صحیفه امام، 11/442)

**********

داستان سید و ملّا و درویش‏

و برداشت و توضیح امام خمینی

در این باره حضرت امام می فرماید: «امروز روزى نیست كه آن پشتوانه ملت را، آن چیزى كه مى تواند تجهیز كند ملت را، ما بشكنیم. و لو اینكه ما فرض كنید گله داریم از یك كسى، و لو اشكال داریم به یك كسى و كسانى، لكن وقت این نیست كه بشكنیم.

آنهایى كه نقشه دارند همه را مى خواهند بشكنند، منتها بتدریج. نمى دانم این مَثَل پیش شما هست یا نیست كه یكى رفت توى باغش دید كه یك سیدى و یك آخوندى و یك مرد عامى دارند دزدى مى كنند. رفت آنجا و گفت كه خوب این آقا سید است و اولاد پیغمبر. بسیار خوب، این آقا از علماست و پایش روى چشم ما. اما تو مردیكه چه مى گویى؟ آن دو تا را هم با خودش رفیق كرد. آن را دست و پایش را بست. بعد آمد نشست و گفت، واقع مطلب این است. خوب، سید اولاد پیغمبر است. با اولاد پیغمبر كه نمى شود چیز كرد، خوب آشیخ تو چه مى گویى؟ با این ریش و عمامه آمدى دزدى! سید را با خودش موافق كرد. آخوند را بست. این دوتا را كه دستشان را بست، پاشد، گفت:

سید! جدت گفته دزدى كنى؟ قلدر بود گرفت سید را هم بست. اینها وضعشان این طور است. روى این نقشه است كه مى خواهند این سید اولاد پیغمبر است، آن كذا و كذا است... اینها همین نقشه است كه ملت را از این آخوندها جدا كنند با دست خود ملت. آن چیزى كه براى ملت سرمایه است و مى تواند كار بكنند، آن را بگیرند و جدا كنند و بعد هم یكى یكى از اول از آن پایینترها بگیرند و بیایند بالا، بیایند بالا یكى یكى برسند تا آخر این جمعیت را از بین ببرند.» (صحیفه امام، 11/461)




طبقه بندی: سیاسی و اجتماعی،
[ چهارشنبه 3 دی 1393 ] [ 05:06 ب.ظ ] [ محمد رجایی نژاد ]

گوشه ای از پندهای اخلاقی- عرفانی امام

طی نامه ای به فرزندش

«اى پسر عزیزم احمد... بدان كه هر چه هست از او جلّ و علا است، او است كه از ازل تا ابد زمام امور را به دست دارد و احد و صمد است. از این مخلوقاتِ میان تهى پوچ و هیچ باكى نداشته باش و چشم امیدى هر گز به آنها مبند كه چشم داشتن به غیر او شرك است و باك از غیر او- جلّ و علا- كفر.

پسرم! تا نعمت جوانى را از دست ندادى فكر اصلاح خود باش كه در پیرى همه چیز را از دست مى دهى...

پسرم! تو با آنكه در هیچ شغلى از شغلهاى سران اسلامى- ایّدهم اللَّه تعالى- وارد نیستى، این سیلى هاى طاقت فرسا را كه مى خورى براى آن است كه فرزند منى و به حسب فرهنگ غرب و شرق باید من و هر كس به من نزدیك و به ویژه تو كه از هر كس نزدیكترى مورد تهمت و آزار و افتراء واقع شود. در حقیقت جرم تو این است كه فرزند منى و این در نظر. آنان كم جرمى نیست؛ البته بالاتر از اینها هم باید بگویند و خواهند گفت و باید منتظر و مهیا باشى؛ اما اگر ایمان و اعتقاد به حق تعالى داشته باشى و اعتماد به حكمت و رحمت بى پایان او بكنى، خواهى این تهمتها و افتراها و آزارهاى بى پایان را تحفه اى از دوست براى سركوب نفسانیت خود بدانى و ابتلایى و امتحانى است الهى براى خالص كردن بندگان خود. پس سیلى ها را بخور و شكر خداوند را بجاآور كه چنین عنایتى فرموده و آرزوى بیشتر بكن.» (صحیفه امام، 20/436 تا 443)

***********

27 آذر؛ یادی از شهید مفتح

و روز «وحدت حوزه و دانشگاه»

آیت الله مفتح یکی از شاگردان به نام حضرت امام بود. آن شهید عزیز با اینکه در حوزه علمیه به درجه اجتهاد رسیده بود، به آن بسنده نکرده و با ورود به دانشگاه موفق به اخذ درجه دكتری شده و همزمان در آموزش و پرورش رژیم شاه نیز مشغول به تدریس بود، اما با حمایت از نهضت امام خمینی از آموزش و پرورش اخراج و تبعید گردید. دكتر مفتح در سنگر حوزه و دانشگاه بیشترین تلاش را انجام می داد. یکی از اقدامات انقلابی و ماندگار شهید مفتح، اقامه نماز تأثیرگذار عید فطر 1357 بود كه نام حضرت امام را آشكارا بر زبان جاری كرد و بر رهبری او تأكید کرد. پس از پیروزی انقلاب نیز منشأ خدمات بسیاری بود. سرانجام در 27 آذر 58 به همراه دو تن از پاسداران محافظ خود در مقابل دانشكده الهیات دانشگاه تهران از سوی اعضای گروه فرقان به شهادت رسید.

امام خمینی به همین مناسبت در پیامی ضمن محكومیت ترور و تروریست، فرمودند:

«بدخواهان ما كه از همه جا وامانده دست به ترور وحشیانه مى زنند، ما را از چه مى ترسانند؟... عزیز ما در حماسه و خروش است. جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقاى مفتح و دو نفر پاسداران عزیز اسلام- رحمه اللَّه علیهم- به فیض شهادت رسیدند و به بارگاه ابدیت بار یافتند.» (صحیفه امام 11/320)

پس از شهادت آیت الله دکتر مفتح با توجه حضور این شهید در دو سنگر حوزه و دانشگاه و تجلیل از مقام شامخ او، این روز را «روز وحدت حوزه و دانشگاه» نام گذاری شد.

*************

24 آذر سالروز تأکید امام

بر قانونمند شدن تصمیمات و ضوابط در سپاه

پس پایان جنگ و برگشت کشور به حالت عادی، حجت السلام والمسلمین محمود محمدی عراقی، جانشین نمایندگى امام در سپاه در راستای قانونمند كردن تصمیمات و ضوابط و ارجاع امور به شورای عالى سپاه طی نامه ای (21/9/1367) به حضرت امام، نوشتند:

‏«چنین استنباط شد كه نظر مباركتان آن است كه پس از جنگ تمام مسائل بر محور قانون عمل شود... استدعا دارد جهت تعیین تكلیف مسئولین سپاه و این نمایندگى كه همگى متعهد به اجراى كامل منویات مقام معظم رهبرى مى باشند، نظر مبارك را در این زمینه در وضعیت فعلى بیان فرمایید.» (صحیفه امام، 21/212)

حضرت امام نیز در پاسخ فرمودند: «همان گونه كه نوشته اید از این پس... حركت همگى باید در جهت قانون بوده باشد.» (صحیفه امام، 21/212)

************

دیدگاه امام نسبت قانونگرایی و

اختیارات شوراى تشخیص مصلحت نظام‏

جمعى از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در 7 آذر 1367 طی نامه ای خدمت حضرت امام، درخواست کردند که نسبت به اختیارات شوراى تشخیص مصلحت نظام ابهامی زدایی شود. (صحیفه امام، 21/202)

حضرت امام در پاسخ ضمن تأیید نظرات نمایندگان مجلس فرمودند:

«مطلبى كه نوشته اید كاملًا درست است. ان شاء اللَّه تصمیم دارم در تمام زمینه ها وضع به صورتى درآید كه همه طبق قانون اساسى حركت كنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا مى كرد تا گره هاى كور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام بازگردد. از تذكرات همه شما سپاسگزارم و به همه شما دعا مى كنم.» (صحیفه امام، 21/203)

************

اهمیت انگیزه و محتوا در انقلابها

از دیدگاه امام

حضرت امام معتقد است هر انقلابی سه رکن دارد و در توضیح آن می فرماید:

«در انقلاباتى كه در عالم واقع مى شود یا در شورشها یا در كودتاها، یكى، اصل این شورش و انقلاب و كودتا، یكى انگیزه اش، یكى محتوایش [است] اینها سه امرى است كه باید در آن توجه كرد. خودشان، خود انقلابات یا خود اینها شبیه به هم اند، یا شورش است یا كودتاست یا انقلاب، صورتاً مثل انسانها مى ماند كه همه صورتشان مثل هم هست اما معناشان فرق با هم دارد. انگیزه ها مهم است و محتواها. گاهى وقت‏ها انگیزه خوب است، محتوا خوب نیست، گاهى وقتها محتوا خوب است، انگیزه درست نیست...

چنانچه انقلاب جمهورى اسلامى در كل هم همین طور است، یك انقلاب شد به توسط مردم، یك انگیزه انقلاب بود و یك محتواى انقلاب. امیدوارم كه انگیزه انقلاب در مردم الهى باشد. اما در انقلابات ممكن است كه ما انقلاب بكنیم، یك حكومتى را برداریم، یك حكومت دیگر براى خودمان درست كنیم، خودمان مى خواهیم به یك نوایى برسیم، كار نداریم ببینیم چه بشود. این چه محتوایش خوب باشد، چه محتوایش بد باشد براى ما فایده ندارد، براى اینكه مى خواهد تشكیل بدهد وقتى انگیزه اش این است كه فقط به دستش بیاید یك قدرتى، بخواهند قدرتمند باشند، او سابقى بوده، ما آن قدرت را از او بگیریم، خودمان بگیریم.

این با او نسبت به اصل مسئله انگیزه فرقى ندارد؛ یعنى، یك حكومتى رفته است، یك حكومت دیگرى هم آمده است، هر دویشان هم مثل هم هستند، مثل سایر كودتاها مى ماند كه در دنیا واقع مى شود، این فرقى با هم ندارد.» صحیفه امام، 19/444)

*********

خاطرات امام از وضعیت ایران

در جنگ جهانی دوم

«وقتى كه ارتش انگلستان و شوروى- روسیه آن وقت- جنگ داشتند با آلمان و طرفدارهاى او... وضع ارتش ایران به هم خورد. در سرحدات، ادعا اول شده بود كه سه ساعت مقاومت كردند و بعد كه رضا شاه پرسیده بود- از قرارى كه نقل كرده اند- چرا این قدر كم مقاومت كردید؟ گفته بودند: اینكه گفتند سه ساعت، یك دروغ بوده، ما همچو كه آمدند فرار كردیم...

من آن روز تهران بودم و در یك میدانى كه نزدیك به این خط آهن، ایستگاه خط آهن بود، آنجا بودم و دیدم كه سربازها در تهران از سربازخانه ها بیرون آمده اند و دارند فرار مى كنند. هیچ در تهران خبرى نبود. فقط در سرحدات بود كه خبرش رسیده بوده كه بله، این طور شده است. سربازها از سربازخانه ها بیرون آمده بودند و یكیشان را، یكى دو نفرشان را من دیدم كه دنبال یك شترى كه یك بارى به بارش بود، مى گردیدند كه چیزى ازش بیفتد، بخورند. تمام، تقریباً تمام فرماندهان ارتش چمدانهاشان را بستند و فرار كردند؛ از تهران فرار كردند؛ فرار كردند كه بروند بیرون... این وضع ارتش بود در آن وقت و وضع ژاندارمرى آن وقت‏.» (صحیفه امام، 17/144)

***********

دو شرط اساسى براى تداوم انقلاب

از دیدگاه امام

«یك شرط این است كه براى خدا باشد. اگر یك قیامى براى خدا باشد خداى تبارك و تعالى كمك مى كند... این جهت الهیتش را حفظ كنید. این خدایى بودن را حفظ كنید. این خدایى بودن را حفظ كنید. و مرتبه دوم اجتماعتان را حفظ كنید. این اختلافاتى كه گاهى وقتها مثلًا توى دهات پیدا مى شود، توى شهرستانها پیدا مى شود، وقتى بررسى كنید اختلافات سر یك چیزهاى جزئى است كه ارزش این را ندارد كه انسان با آنها براى آن چیزهاى جزئى اختلاف كند.» (صحیفه امام، 11/347)

*************

رهبر مردم بودن هنر نیست!

باید با مردم برادر بود.

حضرت امام در دیدار با دانشجویان دانشگاه ها می فرماید: «دانشجویان عزیز كه پیشروان انقلاب و ان شاء اللَّه كسانى هستند كه مقدرات كشور ما بعد از این در دست آنها است، دانشجویان عزیزى كه در این انقلاب همدوش همه برادران در راه اسلام قدم برداشته اند، خوش آمدند.

عزیزان من، پیش من رهبرى مطرح نیست؛ «برادرى» مطرح است. خداى تبارك و تعالى در قرآن كریم ما را برادر خوانده است: إِنَّمَا المُسلِمُونَ إِخوَه. در اسلام «رهبرى» مطرح نیست. اصلًا بزرگان اسلام ما هم در عین حالى كه رهبرهاى معنوى بودند، مع ذلك پیششان مطرح نبوده است این معانى. من خدمتگزار شما باشم بهتر است تا اسم رهبرى... امیدوارم كه ما همه با هم برادروار، در یك صف، به طورى كه جلو و عقب نداشته باشد، در صف واحد، برادر دینى، برادر اسلامى، برادر ایمانى، براى آرمانهاى بزرگ اسلام كوشش كنیم و به پیش برویم. اگر ما برادرى خودمان را حفظ كنیم و با حفظ برادرى در صف واحد پیش برویم و اتكال به خداى تبارك و تعالى بكنیم، پیروزى نصیب ماست.» (صحیفه امام، 11/352)

*************

مصاحبه امام با «هیکل»

انقلاب اسلامی و جنبش ملی نفت به رهبری مصدق

حضرت امام در مصاحبه با محمد حسنین هیكل (2 دى 1357) در پاسخ به این پرسش که نظر شما در مورد تفاوت مبارزات، در دهه سی و مبارزات كنونى چیست؟ و چرا امپریالیسم جنبش را در آن سالها شكست داد؟

می فرماید: «نظر من این است كه جنبش فعلى خیلى عمیقتر است، تا جنبش زمان مرحوم دكتر مصدق. جنبش در آن وقت صرفاً سیاسى بود؛ و الآن در جنبش جنبه دینى غلبه دارد. در مملكت ایران، مردم همه مسلمان هستند. اقشار زیادى از سیاست بیخبرند؛ اما به دین علاقه دارند... این جنبش داراى یك معناى اسلامى- سیاسى است؛ و جنبش گذشته فقط سیاسى بود. جنبش كنونى عمقش بیشتر، و امید به پیروزى اش بیشتر است.» (صحیفه امام، 5/266)




طبقه بندی: سیاسی و اجتماعی،
[ شنبه 29 آذر 1393 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ محمد رجایی نژاد ]
پاسخ دفتر هاشمی رفسنجانی به اظهارات محمد خامنه‌ای
دفتر هاشمی رفسنجانی٬ در پاسخ به اظهارات محمد خامنه‌ای بیانیه‌ای را مننتشر کرد.
به گزارش ایلنا٬ متن بیانیه به شرح زیر است:
«این تذهبون؟!
از قرآن کریم تا امام علی (ع) و امام خمینی (ره) آنانی که عبارت تنبیهی و سؤالی «این تذهبون؟!» را در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی شنیده‌اند، خوب می‌دانند که امام عزیز این عبارت را زمانی بر زبان جاری کردند که گروهی با تجاهل و تغافل، نسبت به حقانیت انقلاب اسلامی، در صدد آمریکایی جلوه دادن مبارزات مردم و نهضت روحانیت در ایران بودند، اما خوب است که قبل از ورود به مبحث، از سابقه این اصطلاح در تاریخ اسلام بدانیم که بسیار خواندنی و شنیدنی است.
خداوند متعال در سوره تکویر پس از سوگندهای محکم بر حقانیت قرآن و رسول اکرم (ص) می‌فرماید: «انه لقول رسول کریم» و در ادامه با ردّ سخنان توهین‌آمیزی که کافران و مشرکان علیه پیامبر (ص) و اسلام در جامعه پخش می‌کنند، در آیات ۲۲ تا ۲۵ می‌گویند: «پیامبر دیوانه نیست و در موارد وحی، بخیل نیست و قرآن کلام شیطان رجیم نیست» و سپس با قهر الهی خویش می‌فرمایند: «فاین تذهبون؟!»
حضرت علی (ع) نیز در خطبه ۸۷ نهج‌البلاغه، با دلی پرخون، از علمایی گلایه و شکوه می‌نمایند که «خویش را عالم خوانده، در صورتی که عالم نیست، یک سلسله نادانی‌ها را از جمعی نادان‌تر فرا گرفته! و مطالبی گمراه کننده از گمراهانی آموخته، دام‌هایی از طناب‌های غرور و گفته‌های دروغین بر سر راه مردم افکنده، قرآن را بر امیال و خواسته‌های خود تطبیق می‌دهد، حق را به هوس‌ها و خواهش‌های دلش تغییر می‌دهد و می‌گوید از بدعت‌ها کناره گرفته‌ام، ولی در آن‌ها غلت می‌زند، چهره او چهره انسان است و قلبش قلب حیوان، راه هدایت را نمی‌شناسد، پس او مرده‌ای است در میان زندگان»
امام علی (ع) در ادامه خطبه خویش می‌فرمایند: «فاین تذهبون و انی توفکون و الاعلام قائمه و الآیات واضحه و المنار منصوبه فاین یتاه بکم و کیف تعمهون؟!» یعنی: کجا می‌روید؟ رو به کدام طرف می‌کنید؟ پرچم‌های حق برپاست، نشانه‌های آن آشکار است! با این‌که چراغ‌های هدایت نصب گردیده است، باز گمراهانه به کجا می‌روید؟ چرا سرگردانید؟!»
این سخنان که معلوم است از ‌‌نهایت خشم مولی الموحدین علی (ع) نسبت به جهالت یک عده عالم!! بر زبان آمده، در طول ۱۴۰۰ سال تاریخ اسلام در نهج‌البلاغه مستور بود، تا این‌که دوباره در ۲۹ آبان سال ۱۳۶۰ (در حمله گروهی به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به خاطر جریان مک‌فارلین) بر زبان سلاله پاک آن امام همام، یعنی امام خمینی (ره) جاری شد و با این‌که آن عزیز مهربان تأکید می‌کنند که «نمی‌خواهم در این روز مبارک (عید مبعث) اسباب افسردگی اشخاص بشوم» چنان ناراحت، افسرده و خشماگین هستند که با همه مهربانی‌هایش، می‌فرمایند: «چرا می‌خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می‌خواهید دو دستگی ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید می‌روید؟ این تذهبون؟ من نمی‌توانم آن طوری که می‌خواهم، با شما صحبت کنم و نمی‌خواهم در روز عید رنجش برای شما پیدا کنم، لکن شما انصاف بدهید که در یک همچو وقتی، وقت یک همچو اموری است؟!
امام (ره) در ادامه تأکید می‌فرمایند: «لحن شما در آن چیزی که به مجلس دادید، از لحن اسرائیل تند‌تر است، از لحن خود کاخ نشینان آنجا تند‌تر است. شما را چه شده است این‌طور شدید؟ شما که این نبودید بعضیتان. من بعضیتان را می‌شناسم، شما این‌طور نبودید. من امیدوارم که شما باز توجه کنید به مسائل، توجه کنید به دنیا، توجه کنید به خودتان، توجه کنید به قدرت خودتان، نشکنید این قدرت را، گرچه شما‌ها نمی‌توانید، لکن نباید یک همچو کاری در ایران بشود. من نمی‌خواهم دل شما را بشکنم، لکن شما دل ملت ما را نشکنید، شما دل مسئولین ما را نشکنید، شما هی تندرو و کندرو درست نکنید، دو دستگی ایجاد نکنید، این خلاف اسلام است، خلاف دیانت است، خلاف انصاف است، نکنید این کار‌ها را...» (صحیفه امام، جلد ۲۰، صفحات ۱۵۹ تا ۱۶۳)
سال‌ها گذشت و ناگهان یکی از‌‌ همان مخاطبان عتاب‌آلود امام خمینی (ره) در ماجرای مک فارلین، در تناقضی آشکار، اول می‌گوید: «من قبول نکردم که آن نامه (به وزیر امور خارجه) را امضا کنم، قهراً امضا کردم و به دام آن‌ها افتادم.» در ادامه می‌گوید: «کار درستی کرده‌ایم.» این آقا که نامش در تاریخ انقلاب اسلامی یک‌بار، آن هم به خاطر حمله به دلسوزان انقلاب و به عنوان مخاطب امام راحل در «این تذهبون؟» آمده، ماجرای مک ‌فارلین را که امام عزیز آن را باعث «به عزا نشاندن کاخ سفید» می‌دانند (صحیفه، ج۲۰، ص ۱۶۰)، موجب «افتضاح» ایران می‌خواند! گویا این شخص با سؤاستفاده از فضای غبارآلوده زمان که یاران و اهل بیت امام عزیز را به جرم وابستگی‌های علمی و نسبی می‌نوازند و دیگران به تماشا نشسته‌اند و فعلاً سکوت اختیار کرده‌اند! متوسل به نشریه‌ای وابسته به جریان انحرافی می‌شود که فهرست مطالب آن در ۷ شماره نشان می‌دهد که از الفبای رسانه‌ای، فقط توهین و تهمت را به عنوان «رمز عبور» از راه اندیشه‌های امام و زنده نگه داشتن القائات جریان انحرافی، آموخته است که البته بر گردانندگان آن نشریه حرجی نیست.
اما تعجب از رسانه‌های مدعی ارزش‌مداری و پیروی از امام و رهبری است که با ذوق و ولع تمام، هر مطلبی را، ولو حاوی توهین به امام (ره)، رهبری و بزرگان انقلاب اسلامی، صرفاً به خاطر اینکه توهین به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آن برجسته است، منتشر می‌کنند و گویا هدف، آن‌چنان وسیله را برایشان توجیه می‌کند که فراموش کرده‌اند، مطالب نویسنده سراسر توهین به امام امت (ره)، رهبری نظام و نظام اسلامی است. فراموش کرده‌اند، آیت‌الله بهشتی، اگر تمامیت‌خواه بود که بفرموده امام خمینی (ره) «مظلوم نمی‌زیست و مظلومانه به شهادت نمی‌رسید.»
اما خطاب ما در این مقال به آقای سید محمد خامنه‌ای است که به خاطر کسوت و نسبت خویش، باید آیینه تمام نمای انصاف، عدالت و حقیقت باشد. شخصیتی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در گرماگرم‌‌ همان روزهایی که جامعه به خاطر ناراحتی امام به چنان حالتی رسیده بود که خود او فکر می‌کرد: «پاسداران در مجلس اسلحه به روی وی خواهند کشید»، درباره کارشان می‌گوید: «آن‌ها به وظایف نمایندگی عمل کرده‌اند.» (خاطرات سال ۶۶، دفاع و سیاست، ص ۴۹، پنج‌شنبه ۱۳ فروردین)
کاش دایره این توهین‌ها که معلوم است به خاطر سرباز کردن یک دمل چرکین ۲۸ ساله است، با هر دلیل و انگیزه‌ای، محدود به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود و مانند بعضی از گروه‌های دیگر، با توهین و تهمت به «هاشمی عزیز» (در تعبیر امام راحل) روح بغض‌آلود خود را تسکین می‌داد، اما گویا کینه‌های او نسبت به شخص آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آن‌قدر عمیق است که ابایی ندارد برای تخریب ایشان دانسته یا ندانسته اندیشه‌های امام را به آتش بکشد و بر تفکرات مدبرانه ایشان، خاکستر فریب بپاشد و بگوید که انقلاب از اساس طرح آمریکایی‌ها بود!! ابایی ندارد آیت‌الله دکتر بهشتی را که با عمّامه در آتش کینه نفاق سوخت و به تعبیر امام راحل به تنهایی یک ملت بود و مظلوم شهید شد و هنوز هم مظلوم است، با «ظاهری لیبرالیستی» و «تمامیت خواه» بخواند. ابایی ندارد مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی، فرزند برومند امام (ره) را مستقیم و یا با عبارت «جماران نشینان» شریک توطئه آمریکایی‌ها و القاء کنندگان مطالب خلاف واقع و گزارش‌های دروغ به امام معرفی کند. ابایی ندارد حتی برادرش، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب و ۸۰ مجتهد فقیه مجلس خبرگان را در انتخاب رهبری پس از امام، فریب خورده آمریکا بنامد و بالا‌تر از همه ابایی ندارد که بگوید امام از اوّل تا آخر مبارزه و پیروزی، تحت تأثیر گروهی بودند که برای آمریکا کار می‌کردند و امام تصمیمات مهم خود را براساس القائات دیگران و اطرافیان می‌گرفتند!! به قول مولا علی (ع) به خاطر طناب غرور، حق را به هوس‌ها و خواهش‌های دلش تغییر داده و با این‌که پس از آن نهیب امام راحل، امضای خود را پس گرفته بود، اما انگار دقیقاً مصداق‌‌ همان جمله امام علی (ع) است، چون «گفته بود از بدعت‌ها کناره گرفته‌ام، ولی در آن‌ها غلت می‌زد.»
آقای سیدمحمد خامنه‌ای، درباره ریاست جمهوری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌گوید: «اطرافیان هاشمی او را به سمت ریاست جمهوری سوق دادند تا یک پله به رهبر شدن!! نزدیک شود و این یک توطئه آمریکایی بود.»، حال آن‌که در مهرماه ۱۳۶۶ که هنوز آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی بود و آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهور و امام (ره) در قید حیات بودند، وقتی از آیت‌الله خامنه‌ای می‌پرسند: «نظر شما در مورد کاندیداتوری آقای هاشمی رفسنجانی برای آینده ریاست جمهوری چیست؟» می‌فرمایند: «البته این قضیه هنوز مطرح نشده، ولی من آقای هاشمی رفسنجانی را برای همه مسؤولیت‌ها صد درصد می‌پسندم و تأیید می‌کنم. من شخصی گیرا‌تر، شیرین‌تر، محبوب‌تر و کارآمد‌تر از آقای هاشمی رفسنجانی در بین مسؤولین جمهوری اسلامی ایران برای پست ریاست جمهوری و دیگر مسؤولیت‌های مهم سراغ ندارم.» (روزنامه رسالت، ۲۷ مهرماه ۱۳۶۶)
آقای سید محمد خامنه‌ای، احتمالاً در روز رحلت امام و انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، نبودند و یا احتمالاً آن روز را از تقویم عمر خویش کم کرده بود، وگرنه همگان می‌دانند که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی چه نقشی در آن مقطع برای تعیین رهبری داشته‌اند!! و خنده‌دار است که ادعا می‌کند: «ریاست جمهوری هاشمی مقدمه‌ای برای هماهنگ‌سازی امور و زمینه‌سازی برای ایجاد پایگاه قدرت و خیز به سمت آرزوی دیرینه پس از فوت امام بود، ولی قدری دیر شده بود و با حکمت و عنایت الهی و با تصمیم و رأی ناگهانی و تقریباً بی‌مقدمه مجلس خبرگان، (آیت‌الله) خامنه‌ای انتخاب شدند و کار از کار گذشت.» امروز دیگر حتی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی در ایران می‌دانند که ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی پس از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی بود و این‌گونه سخن گفتن، مصداق‌‌ همان جمله امام علی (ع) است که «عالم نیست، یک سلسله نادانی‌ها را از جمعی نادان فرا گرفته و مطالبی گمراه کننده را از گمراهانی آموخته.» اگرچه پاسخ گفتن به ادبیات آقای محمد خامنه‌ای در شأن هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی در جمهوری اسلامی نیست، اما چون مستمسک همه کینه‌ جویان انقلاب، نظام اسلامی، امام راحل و شهدای عزیز شد و نوعی یأس انقلابی را در جامعه ایران اسلامی تزریق می‌کند، باید گفت که حقانیت راه امام (ره) و انقلاب اسلامی آن قدر آشکار است که با چنین ابرهای تیره و تاری کتمان نمی‌شود. البته سابقه محبت‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به ایشان به سال‌های قبل از انقلاب می‌رسد و مطالب زیادی از حرف‌ها و اقدامات ناسپاسانه وی هست که به خاطر حفظ آبرو و حرمت بیت شریف خامنه‌ای، از بیان آن خودداری می‌کنیم و امیدواریم مردم عزیز از تکرار توهین‌های این شخص به امام عزیز، رهبر معظم و بزرگان شهید انقلاب در این مقال بر ما ببخشایند که برای تبیین موضوع لازم بود!! و کلام آخر این‌که چرا کسانی که در جریان تصمیمات انقلاب، دفاع مقدس، توطئه‌های ریز و درشت ضد انقلابیون و منافقین در این کشور هستند، در این‌گونه موارد که بدیهات انقلاب تحریف و تخریب می‌شود، سکوت کرده و برای دفاع از نظام اسلامی، سخنان گروهی بغض‌آلود را پاسخ نداده و تماشاچی شده‌اند؟




طبقه بندی: سیاسی و اجتماعی،
[ چهارشنبه 26 آذر 1393 ] [ 08:30 ق.ظ ] [ محمد رجایی نژاد ]

حفظ اسلام، حفظ نظام، حفظ حقوق مردم، کدام از اوجب واجبات است؟

«بازخوانی پیام 8 ماده ای امام خمینی»

مقدمه

امام خمینی به عنوان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی اهداف انقلاب را در سخنرانی ها و مصاحبه های خود چه پیش از پیروزی و چه پس از پیروزی انقلاب به روشنی تشریح کرده اند. از جمله اهداف اصلی و محوری را حفظ و احیای اسلام و قرآن و ارزش­های دینی؛ تحصیل و برقراری آزادى و استقلال؛ مبارزه با ظلم و جلوگیری از تعدی به حق و حقوق مردم اعلام کرده اند. تا جایی که اعلان داشتند انقلاب سه مقصد اساسی دارد: «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى»؛ و در کل ملت مسلمان ایران هم با در نظر داشتن این سه هدف قیام و رهبر خویش را یاری کردند. آنچه از بیانات و نظرات امام هم استنباط می شود، تأکید بر حفظ اسلام حقوق احاد ملت است که برگرفته از همان سه مقصد اساسی است؛ به ویژه حفظ حقوق شهروندی و حریم خصوصی افراد که نمونه بارز این تأکید در پیام 8 ماده ای ایشان (24 آذر 1361؛ صحیفه امام، 17/143 تا 139)، به وضوح دیده می شود.

در توصیه های حضرت امام به ملت و مسئولان هست که «اهتمام به امور مسلمین از اوْجَبِ واجبات است‏.» (صحیفه امام، 3/414) یا این که «مسئله حفظ نظام جمهورى اسلامى در این عصر و با وضعى كه در دنیا مشاهده مى شود و با این نشانه گیریهایى كه از چپ و راست و دور و نزدیك نسبت به این مولود شریف مى شود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى است.» (صحیفه امام، 19/153) از طرفی بارها و بارها بر حقوق ملت نیز تأکید داشتند.

حال این پرسش پیش می آید که کدام از اوجب واجبات است؟ حفظ اسلام، حفظ نظام و یا حفظ حقوق ملت؟ کدام ارجحیت دارد؟ در صورت تعارض کدامیک در اولویت است؟ آیا هر کدام بدون دیگری امکان دارد؟ و...

هدف ما پاسخگویی به این پرسشها، با توجه با سخنان و مکتوبات برجای مانده از امام، به خصوص پیام 8 ماده ای است، البته با اختصار.

زمینه های تاریخی فرمان

توجه به زمینه های تاریخی ـ اجتماعی صدور فرمان امام، ما را در ارائه پاسخ بهتر یاری می دهد. این پیام امام که نگاهی همه جانبه داشته و خطاب به همه سران و مسئولان نظام، به ویژه متصدیان قوه قضائیه و دیگر ارگان های اجرایی صادر شده و تأكیدی قاطع بر قانونگرائی و حفظ اصول قانون اساسی و حقوق شهروندی است، در زمانی صادر شد که برخی عملكردهای افراطی و دخالت حكومت و نهادهای تازه تأسیس حکومتی در حریم خصوصی شهروندان از عمده عوامل آن بود. حضرت امام در واكنش به گزارش‌هایی كه در این موضوع به ایشان می رسید، با این كه کشور در وضعیت ویژه جنگی، تحریم های دشمنان قرار داشت و گروه­های مخالف و معاند و جاسوسی که گاه مسلح و در خانه های تیمی هم بودند، فعال بوده و حمایت و کمک خارجی دریافت می کردند، این فرمان را صادر کردند.

جایگاه و حقوق ملت از نگاه امام

اگر مجموعه دیدگاه های حضرت امام را مورد مطالعه و دقت قرار دهیم، خواهیم دید، مردم و حق و حقوق ملت در دستگاه فکری ایشان وزن سنگینی دارند. به طور کل حضرت امام نظراً و عملاً بر حق الناس، به ویژه حق و حقوق طبقات فرودست جامعه تأکید بسیار داشتند. مردم، به تعبیر مکرر و پیوسته ایشان، ولی نعمت های مسئولین، زمامداران و پیشوایان انقلاب بودند (صحیفه امام، 14/73؛ 16/24؛ 16/25؛ 17/305؛ 17/427؛ 18/38؛ 18/280 و...). ایشان همیشه بر نقش محوری مردم تأکید داشته و نگران به حاشیه رفتن و کم رنگ شده نقش آنان بودند و بر حضور عملی تأثیرگذار مردم در همه زمینه ها اصرار داشتند، آن هم نه حضوری نمایشی یا تزیینی، بلکه حضوری مؤثر و واقعی. نقش محوری و اساسی مردم از دیدگاه امام را می توان با مراجعه به به کتابهای «تبیان» که شامل مجموعه سخنان و بیانات و مکتوبات موضوعی ایشان است، دریافت کرد. از جمله: «تبیان جایگاه مردم در نظام اسلامی از دیدگاه امام، در 250 ص»، «تبیان حقوق در اندیشه امام، در 450 ص»، «تبیان اقشار اجتماعی در اندیشه امام، در 450 ص»، «تبیان آزادی در اندیشه امام، در 300 ص» و «تبیان قومیت و ملیت در اندیشه امام، در 130 ص»

با مطالعه و تحلیل نظرات امام، به دست می آید که ایشان حکومت را در ظل و ذیل مردم، در خدمت و خدمتگذار مردم و با آنها می دانست. در نگاه امام بحث از سلطه، هیمنه و اقتدار نمی باشد. حکومت به عنوان نهادی نیست که باید ایجاد هیبت و هیمنه کند و بر مردم سیطره داشته باشد. از نگاه امام رابطه حکومت و مردم باید یک رابطه دوطرفه، همراه با تعامل، به دور از قهر و سلطه گرایی و مخصوصاً بدون شکاف دولت و ملت باشد. امام اصلاً شکاف دولت ـ ملت را قبول نداشت و در سخنرانی ها، صحبتها و بیاناتشان بسیار روی پیشگیری از این شکاف تأکید داشتند.

نکات مهم پیام 8 ماده ای امام

حضرت امام در ابتدای این فرمان در تعقیب تذكر به لزوم اسلامی نمودن تمام ارگان های دولتی به ویژه دستگاه های قضایی و لزوم جانشین نمودن احكام الله تذكراتی به جمیع متصدیان امور می دهد كه به طور خلاصه عبارت از:

1 ـ تهیه قوانین شرعی و تصویب و ابلاغ آنها با دقت و سرعت لازم و در اولویت قرار دادن قوانین مربوط به مسائل قضایی كه مورد ابتلای عموم است.

2 ـ دوری از اشكال تراشی های جاهلانه و معیار قرار دادن حال فعلی اشخاص در رسیدگی به صلاحیت افراد.

3 ـ صدور احكام اسلامی با استقلال و قدرت و بدون ملاحظه از هیچ مقامی.

4 ـ ممنوعیت ارگانهای حكومتی در رفتار غیراسلامی با مردم.

5 ـ ممنوعیت توقیف و احضار افراد بدون حكم قاضی هرچند به مدت كوتاه. چنین عملی جرم و موجب تعزیر شرعی خواهد بود.

6 ـ ممنوعیت دخل و تصرف و توقیف و مصادره اموال منقول و غیرمنقول افراد بدون حكم حاكم شرع آن هم پس از بررسی دقیق و ثبوت حكم از نظر شرعی.

7 ـ ممنوعیت ورود به خانه یا مغازه یا محل كار اشخاص بدون اذن صاحب آنها.

8 ـ ممنوعیت جلب، تعقیب، مراقبت، اهانت و اعمال غیرانسانی- اسلامی نسبت به دیگری به نام كشف جرم یا ارتكاب گناه.

9 ـ گوش كردن به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام كشف جرم یا كشف مركز گناه.

10 ـ شنود گذاشتن و تجسس از گناهان و دنبال اسرار دیگران بودن برای كشف گناه و جرم، هرچند گناه بزرگ باشد.

11 ـ فاش كردن اسرار دیگران حتی برای یك نفر.

در بندی دیگر، حضرت امام، آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی (رئیس دیوانعالی كشور وقت) و آقای مهندس میرحسین موسوی (نخست وزیر وقت) را موظف نمودند تا از امور مذكور با سرعت و قاطعیت جلوگیری نمایند. بعد از برشمردن موارد فوق در انتهای پیام خود بار دیگر تأکید می کنند: «قابل قبول نیست كه به اسم انقلاب و انقلابی بودن به كسی ظلم شود.»

ایشان در این فرمان نزدیك به بیست مورد از حقوق شهروندی را در رابطه با شهروندان مورد توجه و اشاره قرار داده و بر لازم الاجرا بودن آن تأكید ورزیده اند. البته در همان زمان، متعاقب فرمان، ستادی از جانب حضرت امام، متشكل از آیت الله موسوی اردبیلی، مهندس میرحسین موسوی، آیت الله امامی کاشانی (رئیس دیوان عدالت اداری وقت)، حجت­الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری (وزیر کشور وقت)، حجت الاسلام والمسلمین سید مصطفی محقق داماد (رئیس بازرسی كل وقت كشور) و مهندس غلامرضا آقازاده (وزیر مشاور وقت) برای پیگیری فرامین فوق تشكیل شد.

نکته مهمتر در این پیام این که ایشان تأکید می کنند در مواردی که مداخلات حکومت، حتی به منظور نیل به امنیت نظام و کشور، اگر با حقوق مردم و شهروندان تزاحم و برخورد پیدا کند، باید احتیاط تام رعایت شود. معنای احتیاط تام و دشواری آن را صاحب نظران بهتر می دانند. پس امام در این مواقع هم حکومت را به رعایت احتیاط تام ملزم می کند: «آنچه ذكر شد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردى است كه در رابطه با توطئه ها و گروهكهاى مخالف اسلام و نظام جمهورى اسلامى است كه در خانه هاى امن و تیمى براى براندازى نظام جمهورى اسلامى و ترور شخصیتهاى مجاهد و مردم بیگناه كوچه و بازار و براى نقشه هاى خرابكارى و افساد فى الأرض اجتماع مى كنند و محارب خدا و رسول مى باشند، كه با آنان در هر نقطه كه باشند، و همچنین در جمیع ارگانهاى دولتى و دستگاههاى قضایى و دانشگاهها و دانشكده ها و دیگر مراكز با قاطعیت و شدت عمل، ولى با احتیاط كامل باید عمل شود، لكن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستانها و دادگاهها، چرا كه تعدى از حدود شرعیه حتى نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگارى نیز نباید شود. و در عین حال مأمورین باید خارج از حدود مأموریت كه آن هم منحصر است به محدوده سركوبى آنان حسب ضوابط مقرره و جهات شرعیه، عملى انجام ندهند.» (صحیفه امام، 17/141)

پاسخ پرسش ها

آنچه از مجموع آثار امام و فحوای فرمان 8 ماده ای امام فهمیده می شود، این است که دغدغه محوری و اساسی امام حفظ اسلام اصیل است و ارزش های دینی و انسانی، سپس حق و حقوق مردم. اما وقتی از حفظ نظام صحبت می کنند، مقصودشان صرفاً به معنای حفظ نظام به معنی یک حکومت سیاسی نیست، بلکه منظور حفظ نظام صالح و نظم اجتماعی است؛ حفظ نظام از دیدگاه امام یعنی حفظ نظم، انتظام و نزاکت اجتماعی. پس نمی توان مفهوم حفظ نظام را صرفاً به نظام حکومتی فروکاست و نظام اجتماعی را نادیده انگاشت؛ و یا با استناد به تزاحم اهم و مهم هر کاری را برای حفظ نظام حکومتی انجام داد. چنین برداشتی دقیقاً مغایر با مبانی و دیدگاه های امام خمینی است.

نقش و تأثیرگذاری مردم و بازگرداندن آرامش به مردم و حفظ حق و حقوق آنان یکی از دغدغه های اصلی امام بوده است، لذا اگر قرار باشد به نام حفظ نظام، حق و حقوق مردم، نظم و انضباط جامعه، قوانین مدون کشور نادیده گرفته شده و آرامش روحی و روانی و اجتماعی مردم مورد تعرض قرار گیرد، این نوع صیانت از نظام مورد تأیید امام نیست.

خلاصه اینکه از نگاه امام خمینی، حفظ نظامی از اهم واجبات است که در درجه اول حفظ اسلام اصیل و ارزش های دینی و حفظ حق و حقوق و آزادی مردم را دغدغه همیشگی خود قرار دهد، آن هم در همه حالات و زمانها.

با این نگاه بدست می آید که وظیفه اصلی حکومت و تمام ارکان نظام، دفاع از حقوق مردم است. از نظر امام دفاع از حقوق مردم با دفاع از نظام و حفظ نظام مغایرت ندارد. حفظ نظام از مسیر حفظ حقوق مردم می گذرد و این دو تضادی با هم ندارند. نباید حقوق مردم را برای حفظ نظام نادیده گرفت.

مطلب آخر این که شاید بعضاً بر اساس شنیده ها بگویند حضرت امام فرموده اند: «حفظ نظام اوجب واجبات است!» در پاسخ به این عزیزان نیز باید گفت اگر تمام 21 جلد صحیفه امام و سایر مکتوبات امام جستجو شوند، تنها در یك مورد به واژه «اوجب» بر می خوریم، آن هم در این جمله است كه فرموده اند: «اهتمام به امور مسلمین از اوْجَبِ واجبات است.» (صحیفه امام، 3/414) البته در مورد حفظ نظام، مطالب مهم و بلندی دارند، از جمله حفظ آن را «از اهمّ واجبات عقلى و شرعى» می دانند که اینجا هم باید دقت کنیم که ایشان می فرمایند «از اهمّ» یعنی در کنار آن، «اهمّ» های دیگری نیز هستند و این یکی از اهمّ هاست.

 




طبقه بندی: سیاسی و اجتماعی،
[ یکشنبه 23 آذر 1393 ] [ 05:30 ب.ظ ] [ محمد رجایی نژاد ]
یادداشت دکتر محمود سریع القلم برای عصرایران
ویژگی مهم این سلسله نوشته ها ، کد گذاری آنهاست به گونه ای که هر کدام از ویژگی ها، بخشی از یک فرایند مهم در جامعه را نمایندگی می کند: از قاعده مندی رقابت تا اعتماد عمومی و از مدت زمانی که صرف پروژه های عمرانی می شود تا بهداشت دهان و دندان... .
30 ویژگی دکتر محمود سریع القلم ، در یادداشتی که برای عصرایران نوشته ، 30 ویژگی یک جامعه زنده را بیان کرده است. این استاد دانشگاه، پیشتر در نوشتارهای جداگانه ای 30 ویژگی شهروندان و 30 ویژگی سیاستمداران مطلوب را به رشته تحریر در آورده که در عصرایران منتشر شده است.
ویژگی مهم این سلسله نوشته ها ، کد گذاری آنهاست به گونه ای که هر کدام از ویژگی ها، بخشی از یک فرایند مهم در جامعه را نمایندگی می کند.

به نوشته دکتر سریع القلم، جامعه ای زنده است ... :

1.    که در عرصه های اقتصاد، هنر، علم، سیاست، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد؛

2.    که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد؛

3.    که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد؛

4.    که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد؛

5.    که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند؛

6.    که حداکثر هزینه های غذا و مسکن، 35 درصد درآمد شهروندان باشد؛

7.    که در فرودگاه های آن، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند؛

8.    که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند؛

9.    که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد؛

10.    که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند؛

11.    که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند؛

12.    که تکمیل پیچیده ترین طرح های "عمرانی" در آن، حداکثر 3 سال به طول انجامد؛

13.    که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند؛

14.    که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد؛

15.    که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند؛

16.    که مدیریت آن جامعه  مبتنی بر سعی و خطا نباشد؛

17.    که شهروندان نظافت محیط عمومی، خیابان ها، جاده ها و سواحل را با نظافت محل سکونت و اتومبیل خود مساوی بدانند؛

18.    که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد؛

19.    که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند؛

20.    که دستگاه های اجرایی آن با fact تحلیل کنند و نه با تخیل؛

21.    که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد؛

22.    که شهروندان آن از  اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند؛

23.    که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد؛

24.    واژه های "ببخشید "، "عذر می خواهم" و "اشتباه کردم" به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد؛

25.    که شهروندان آن، دندان های سالم داشته باشند؛

26.    که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن، پی آمدی نداشته باشد؛

27.    که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند؛

28.    که وقتی پلیس راهنمایی، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس؛

29.    که حفظ تعالی، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد؛

30.    که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند.
پس عجب جامعه سالمی داریم!



طبقه بندی: سیاسی و اجتماعی،
[ سه شنبه 11 آذر 1393 ] [ 08:05 ق.ظ ] [ محمد رجایی نژاد ]

شرح بی نهایت حریم 141

حقوق بشر در حکومت اسلامی

امام در پاسخ به خبرنگار غربی می فرماید: «حكومت اسلامى مبنى بر حقوق بشر و ملاحظه آن است. هیچ سازمانى و حكومتى به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نكرده است. آزادى و دموكراسى به تمام معنا در حكومت اسلامى است. شخص اول حكومت اسلامى با آخرین فرد مساوى است در امور.» صحیفه امام، 5/70)

خبرنگار مجدداً سؤال می کند: دشمنان شما ادعا مى كنند، كه حقوق زنان در حكومت اسلامى از بین مى رود، حقوق كنونى كه زنان در زمان شاه به دست آورده اند در آینده از بین مى رود. شما چه نظرى دارید؟

امام پاسخ می دهند: «زنها در حكومت اسلامى آزادند؛ حقوق آنها مثل حقوق مردها. اسلام زن را از قید اسارت مردها بیرون آورد و آنها را همردیف مردها قرار داده است. تبلیغاتى كه علیه ما مى شود براى انحراف مردم است. اسلام همه حقوق و امور بشر را تضمین كرده است. (همان)

****************

مذاکره با آمریکا در صورتی که...

حضرت امام در پاسخ به این پرسش که «آیا یك گفتگوى دو جانبه البته با شرایط كاملًا مساوى با ایالات متحده را پیش‏بینى كرده اید؟ می فرماید:

«در صورتى كه یك دولت اسلامى مستقل متكى به آراى ملت سر كار آمد در آن موقع با هر دولتى كه مایل باشد در زمینه هاى مختلف حاضر به مذاكره هستیم. و ما در روابطمان با سایر كشورها همچنان كه ظلم را نمى پذیریم به كسى هم ظلم نمى كنیم.» (صحیفه امام، 5/234)

***************

در حکومت اسلامی از چه کسی باید ترسید!؟

امام: هرکسی باید از خودش بترسد، نه از حکومت!

حضرت امام می فرماید: «در اسلام هر كس باید از خودش بترسد. از حكومت نباید بترسد. براى اینكه حكومت عدل است. اگر خودش كارى كرد كه باید بهش رسیدگى بشود، خودش ظلم كرد، حكومت عدل جلوى این ظلم را باید بگیرد. اما، حاكم اسلامى یك قدم براى ظلم و تعدى برنمى دارد. دستورات اسلام است این. یك پاسبانى كه اسلامى است تعدى به هیچ كس نمى كند. یك ارتش اسلامى نباید تعدى كند به كسى. همه باید خدمت ملتها را بكنند. شما دعا كنید كه دست اینهایى كه الآن دارند اخلال مى كنند به این جمهورى اسلامى، اخلال مى كنند به این نهضت كوتاه بشود.» (صحیفه امام، 11/266)

*************

هشتم آبان، شهادت شهید فهمیده؛ روز نوجوان

با نگاهی گذرا به آثار امام، خواهیم دید حضرت امام توجه و ارزش خاصی به قشر نوجوان داشت؛ به همین دلیل در دوران انقلاب و 8 سال جنگ، با یک اشاره ایشان نوجوانان و جوانان سر از پا نشناخته و جان برکف راهی جبهه ها می شدند. همانند شهید فهمیده، آن نوجوان 13 ساله ای که در دفاع از کشور خودش را زیر تانک دشمن انداخت و به درجه رفیع شهادت رسید، کم نبودند! لذاست حضرت امام در یکی از پیام ها می فرمایند: «رهبر ما آن طفل دوازده ساله اى است كه با قلب كوچك خود كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجك خود را زیر تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.

خداوندا! من از پیشگاه مقدس تو عذر مى خواهم كه كودكان و جوانان عزیز ما خود را فدا كنند و ما بهره كشى نماییم.» (صحیفه امام، 14/73)

*************

پیام معروف به «منشور برادری امام»

دهم آبان 1367، حضرت امام در نامه ای به آقای محمد علی انصاری، نکات محوری و  اساسی در رابطه با تأیید افکار، جناح ها و احزاب مختلف در کشور بیان فرمودند که امروزه هم می تواند چراغ راه حل مشکلات سیاسی کشور باشد. در قسمتی از این نامه که بعدها به «منشور برادری» معروف شد، آمده است:

«باید توجه داشته باشید... اختلاف اگر زیربنایى و اصولى شد، موجب سستى نظام مى شود و این مسأله روشن است كه بین افراد و جناحهاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سیاسى است و لو اینكه شكل عقیدتى به آن داده شود، چرا كه همه در اصول با هم مشتركند و به همین خاطر است كه من آنان را تأیید مى نمایم. آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براى كشور و مردم مى سوزد و هر كدام براى رشد اسلام و خدمت به مسلمین طرح و نظرى دارند كه به عقیده خود موجب رستگارى است. اكثریت قاطع هر دو جریان مى خواهند كشورشان مستقل باشد، هر دو مى خواهند سیطره و شرّ زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خیابان را از سر مردم كم كنند. هر دو مى خواهند... ایران اسلامى از نظر اقتصادى به صورتى رشد نماید كه بازارهاى جهان را از آنِ خود كند، هر دو مى خواهند اوضاع فرهنگى و علمى ایران به گونه اى باشد كه دانشجویان و محققان از تمام جهان به سوى مراكز تربیتى و علمى و هنرى ایران هجوم آورند، هر دو مى خواهند اسلام قدرت بزرگ جهان گردد. پس اختلاف بر سر چیست؟ اختلاف بر سر این است كه هر دو عقیده شان است كه راه خود باعث رسیدن به این همه است.» (صحیفه امام، 21/178)

*************

یازدهم آبان، سالروز شهادت اولین شهید محراب انقلاب

آیت الله قاضی طباطبایی

آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی در سال 1292ش در تبریز دیده به جهان گشود. تحصیلات علوم دینی را در قم و نجف ادامه داده و به درجه اجتهاد رسید. ایشان از شاگردان بنام حضرت امام بود كه از سال 1341 به عنوان نماینده حضرت امام در تبریز مستقر شد. آیت الله قاضی در تاریخ دهم آبان 1358 ش، مصادف با عید قربان، نماز عید را اقامه كرده و ضمن مراجعت از نماز به دست یكی از عوامل گروهك فرقان به شهادت رسید. با خبر شهادت این عالم مجاهد، حضرت امام طی پیامی خطاب به ملت ایران از مقام شامخ این شهید بزرگوار تجلیل کرده و فرمودند:

«با كمال تأسف ضایعه ناگوار شهادت عالِم مجاهد، حجت الاسلام والمسلمین، آقاى حاج سید محمدعلى قاضى طباطبایى- رحمه اللَّه علیه- را به عموم مسلمانان متعهد و علماى اعلام مجاهد و مردم غیور مجاهد آذربایجان و خصوص بازماندگان این شهید سعید تسلیت عرض... شهادت در راه خداوند زندگى افتخارآمیز ابدى و چراغ هدایت براى ملتهاست»‏ (صحیفه امام، 10/420)

*************

سیزدهم آبان­، سالروز تبعید امام به ترکیه

حضرت امام در 13 آبان 1343، پس از اعتراض به قضیه کاپیتولاسیون توسط رژیم شاه به ترکیه تبعید شد، اما در آنجا با همه تنهایی و غربت ساکت ننشست و با ارسال نامه های کوتاه به ایران پی گیر اهداف خود بود. در نامه ای خطاب به فرزندش مصطفی، بر عدم فزع و تشبث به دیگران تأکید نمود. وی چندین بار خواهان ارسال کتابهای مفاتیح، صحیفه سجادیه، مکاسب، حواشی و رسائل به ترکیه شد. در نامه های مختلف دیگر، تبعید خویش را صلاح تقدیر و امر الهی دانست و به این آیه استاد نمود: «عسی ان تکرهوا شیا و هو خیر لکم.» (صحیفه امام، 1/437)

در اواخر دوران تبعید ترکیه، در ملاقات نماینده آیت الله شریعتمداری با ایشان، بر عدم تسلیم خود در برابر دولت و رفتار زشت آنان تأکید نمود. تا اینکه 11 ماه بعد، روز سه شنبه 13 مهر 1344، به همراه فرزندش سید مصطفی به تبعیدگاه دوم، عراق، عزیمت کرد.

***************

سیزده آبان «روز دانش­آموز» و پیام امام

در 13 آبان­ماه 1357، صدها دانش آموز و دانشجو در چهاردهمین سالگرد تبعید حضرت امام خمینی به تركیه، در دانشگاه تهران گرد آمدند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر و پیشوای خویش به جهان اعلام نمایند. در ابتداء چند گلوله حاوی گاز اشك آور به سمت آنان پرتاب شد، اما با رساتر شدن شعارها، مأموران دست به تیراندازی زدند. این درگیری صبح و بعد از ظهر ادامه یافت. و سرانجام با 56 شهید و صدها تن مجروح به پایان رسید. پس از پیروزی انقلاب به پاس ارج نهادن شهدای دانش آموز و نقش آنان در انقلاب، این روز را «روز دانش آموز» نامگذاری شد. حضرت امام در واکنش به این واقعه فرمودند:

«عزیزان من صبور باشید كه پیروزی نهایی نزدیك است.» (صحیفه امام، 4/310)

****************

معناى «كلُّ یومٍ عاشورا و كلُّ ارضٍ كربلاء»

از نگاه امام

«این كلمه «كُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و كُلُّ أَرْضٍ كَرْبَلاء» یك كلمه بزرگى است كه اشتباهى مى فهمند. آنها خیال مى كنند كه یعنى هر روز باید گریه كرد! لكن این محتوایش غیر از این است. كربلا چه كرد، ارض كربلا در روز عاشورا چه نقشى را بازى كرد، همه زمینها باید آن طور باشند. نقش كربلا این بود كه سید الشهداء- سلام اللَّه علیه- با چند نفر جمعیت و عدد معدود، آمدند كربلا و ایستادند در مقابل ظلم یزید و در مقابل دولت جبار. در مقابل امپراتور زمان ایستادند و فداكارى كردند و كشته شدند، لكن ظلم را قبول نكردند، و شكست دادند یزید را. همه جا باید این طور باشد. همه روز هم باید این طور باشد. همه روز باید ملت ما این معنا را داشته باشد كه امروز روز عاشوراست و ما باید مقابل ظلم بایستیم؛ و همین جا هم كربلاست و باید نقش كربلا را ما پیاده كنیم، انحصار به یك زمین نداشته؛ انحصار به یك افراد نداشته. قضیه كربلا منحصر به یك جمعیت هفتاد و چند نفرى و یك زمین كربلا نبوده. همه زمینها باید این نقشه را اجرا كنند، و همه روزها غفلت نكنند.» (صحیفه امام، 10/123)

*************

استفتائاتی از امام

س ـ سنواتى است كه بیست شب أوّل محرّم الحرام مراسم سوگوارى حضرت سیّد الشهداء به طور معمول انجام مى گیرد، و سه شب هم اطعام برگزار مى شود. آیا إجازه مى فرمائید كلّیّه مخارج مراسم به حساب شماره 100 یا 200 واریز و یا به مصارف خانواده شهداء و مجروحین انقلاب برسد؟ و یا اینكه باید مراسم سوگوارى بر حسب معمول اجراء گردد؟

ج - مراسم سوگوارى سیّد مظلومان ترك نشود.

س ـ اخیرا مشاهده مى شود بعضى به إسم مسلمان آگاه و مسؤول از آوردن پرچم و نخل و علامات و طوق و جریده در مراسم سوگوارى خامس آل عبا و ائمّه اطهار علیهم السّلام به عنوان اینكه خرافات و بدعت است ممانعت نموده، و همچنین به سینه زنى، زنجیر زنى، قمه زنى، شبیه خوانى و تعزیه خوانى ایراد مى گیرند، آیا به نظر حضرت عالى موارد مذكور شرعا جائز و در مراسم مذهبى و شعائر سنّتى كما فی السابق باید اجراء گردد یا خرافات و خلاف شرع است كه باید ترك شود؟

ج ـ در وضع موجود قمه نزنند، و شبیه خوانى اگر مشتمل بر محرّمات و موجب وهن مذهب نباشد مانع ندارد؛ اگر چه روضه خوانى بهتر است. و عزادارى براى سیّد مظلومان از افضل قربات است.




طبقه بندی: سیاسی و اجتماعی،
[ چهارشنبه 7 آبان 1393 ] [ 07:33 ب.ظ ] [ محمد رجایی نژاد ]

تعداد کل صفحات : 28 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

درباره وبلاگ

«شو بدان کُنج درون خُمّی بجوی»،
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

قالب میهن بلاگ download قالب بلاگفا وبلاگ اسکین قالب بلاگ اسکای قالب وبلاگ وبلاگ نویسان قالب وبلاگ دیکشنری آنلاین ایجاد فرم تماس ایجاد گالری عکس نمایش اوقات شرعی تقویم جلالی رتبه سنج گوگل مترجم سایت نمایشگر آی پی گوگل ساخت کد صوتی آنلاین آمارگیر فونت های زیباساز تغییر شکل ماوس فال حافظ فال عشق طالع بینی هندی طالع بینی ازدواج بازی آنلاین
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic