تبلیغات
کُنج درون

کُنج درون
شو بدان کُنج درون خُمّی بجوی
پیوندهای روزانه

دغدغه­ های دو روح­ الله


نگاهی به دو نامه تاریخی از امام خمینی و آیت­ الله سید روح­ الله خاتمی


این مقاله در صفحه حوزه روزنامه جمهوری اسلامی روز دوشنبه چهارم آبان 94 منتشر شده است.

اشاره

پنجم آبان، روز رحلت آیت­ الله سید روح­الله خاتمی است. کسی که امام خمینی او را «پرفروغترین چهره‏ هاى تقوا و خلوص و ایمان»، «برادر عزیز»، روحانی «زنده دل»، «چهره تابناك مبارزات خستگى ناپذیر روحانیت»، «روشن ضمیر»، «روشنفكرى متدین»، «مجتهدى بزرگوار»، «از خوبان امینِ كم­ نظیر»، «کسی که با گوشت و پوست خود مبارزه را مى‏ فهمید و سختیهاى آن را چون شربتى گوارا مى‏ نوشید»، «یار و پناه محرومان»، فقیهی «که یك عمر با تحجر و واپسگرایى جنگید»، «یكى از طرفداران بى‏ بدیل اسلام ناب محمدى(ص)» و عالمی «که پاك زیست و پاك مرد، و پاك در جوار رحمت ربّش آرمید.» خطاب کرده است.

برای شناخت و تجلیل از چنین شخصیتی تنها کافی است به گوشه­ ای از نظرات و اقدامات و یا زندگی او پرداخت. ما نیز به مناسبت سالگرد رحلت این عالم فرزانه و پی بردن به رمز و راز این همه ارادت و تجلیل امام خمینی از ایشان، به بررسی یک نامه تاریخی و ماندگار از او بسنده می­ کنیم.

مقدمه

كتابخانه وزیری یزد چون گنجی نهفته در دل كویر می‌ماند. پر از گوهرهای ناب و  و دُرهای غلطان و رازهای پنهان. این گنج، سالیانی پیش به همت و تلاش عالم فاضل، روحانی فرهنگ دوست مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین وزیری بنیان­گذاری شده است. از برجسته­ ترین نفایس این گنجینه به موارد زیادی می­ توان اشاره كرد. از جمله:

ـ نمونه خطوط دانشمندان نامی اسلام مانند: علّامه حلّی، علّامه مجلسی، شیخ بهایی، ملّا مهدی نراقی و...

ـ نمونه خطوط استادان خوشنویس ایران مانند: احمد نیریزی، میرعماد، درویش عبدالمجید طالقانی و عبدالوهّاب طرازیزدی و...

اما یکی از اقدامات پرارزش و بی­ نظیر حجت­ الاسلام و المسلمین وزیری، گردآوری دفتری از خطوط و دست­ نوشته­ ها و نامه­ های مراجع و عالمان و فضلای تاریخ معاصر است. وی هنگام سفرهای تبلیغی و یا به صورت مکاتبات سعی کرد از بیشتر علماء و دانشمندان، مراجع نامی و واعظان و... دست خط و عكس و نوشته­ ای به یادگار گرفته و بعدها آن را در مجموعه­ ای به نام «مجمع الجواهر» سامان دهد. این مجموعه چهار جلدی حاوی نکات علمی، ادبی، روایت و احادیث، مسائل سیاسی ـ اجتماعی، دینی و اخلاقی، تاریخی، فلسفی و... است که از نظر آشنایی با روحیّه و طرز تفکر نویسندگان در اوضاع و احوال زمان نگارش، برای پژوهشگران در خور توجه می­ باشد. از جمله نامه­ های نفیس و ماندگار تاریخی در این  گنجینه بی­ نظیر و ماندگار نامه تاریخی آیت­ الله سید روح­ الله خاتمی است که در 30 مهر سال 1326 ش. نوشته­ اند.

مطالعه و بررسی این نامه و مقایسه آن با نامه­ ای که امام خمینی سه سال قبل از آن (اردیبهشت 1323) به درخواست آقای وزیری نوشته و در همین مجموعه آمده است، نشان می­ دهد که با این که این دو عالم و فاضل همدیگر را در آن زمان نمی­ شناختند و ارتباطی نداشتند، اما از قرابت فکری و دغدغه و مسأله مشترکی برخوردار بودند. این نزدیکی فکری و روحی پس از سال 1340 که آیت الله خاتمی با حضرت امام آشنا شد، دوستی و رفاقت را در پی داشت و با آغاز نهضت و قیام 15 خردا ریشه­ دار و دو چندان گردید، تا آنجا که ارتباط و علاقه آیت­ الله خاتمی نسبت به حضرت امام حالت مرید و مرادی پیدا کرد.

با این که سید روح­ الله خاتمی فقط درس­ آموز حوزه علمیه اصفهان بود و مثل بیشتر هم­سلکان زمان خود درس­ خوانده مراکز علمی مطرح آن زمان، نجف، قم و مشهد... نبود و اساتید مختلف و چندین سال درس خارج ندیده بود، اما به لحاظ عقل و درک و نبوغ سرآمد زمان خود بود. این از مطالعه و مقایسه یکی از دست­ نوشته­ هایش به حجت­ الاسلام وزیری مشخص است. از بین صدها نامه و خطوط و نوشته­ های مجموعه «مجمع­ الجواهر» دو نامه سرآمد است و از هر لحاظ جلوه­ گری می­ کنند؛ یکی نامه سید روح­ الله خمینی (اردیبهشت سال 1323) و دیگری نامه سید روح­ الله خاتمی. مطالعه و دقت در این نامه­ ها نشانگر عمق نگاه و درک و عقل بالای نویسندگان آنهاست. مسائل و دغدغه­ هایی را مطرح کرده و هشدار داده و آینده­ نگری می­ کنند که کمتر عالمی در آن مقطع به آن توجه داشته و پرداخته است. در اینجا به گوشه­ هایی از هر دو نامه اشاره کرده و با تطبیق و مقایسه نظرات آیت­ الله خاتمی با دیدگاه­ های امام خمینی به قرابت فکری و دغدغه­ های مشترکشان پی خواهیم برد.

1 ـ روح حاکم بر هر دو نامه و ادبیات فاخر و روان و پر محتوای آنها در کنار دیگر نوشته­ ها و خطوطات، کاملاً جلوه­ گری کرده و نشانگر روح و اندیشه بلند نویسندگان هر دو نامه است.

2 ـ آگاهی به زمان و مسائل و مشکلات جامعه و شناخت درد و ارائه راه حل از دیگر ویژگی­ های نامه هر دو روح­ الله می­ باشد.

3 ـ توجه به شئونات روحانیت و رعایت ادب و اخلاق، هم نسبت به درخواست کننده نامه­ ها (جناب آقای وزیری) و هم بار علمی و محتوایی نوشته که به نوعی احترام به گیرنده نامه خواننده است و رعایت قیودات و توجه و ارزش­ گذاری به نوشته از دیگر مشترکات دو نامه است.

4 ـ رعایت اصول نوشتاری و نامه­ نگاری از خصوصیات بارز هر دو نامه است. هر دو از مقدمه و متن و نتیجه برخوردار بوده و دارای پیام است. نگارش تاریخ دقیق قمری و شمسی از دیگر نشانه­ های نامه­ هاست که باز نشان از تقیّد هر دو شخصیت است، در حالی که دیگر نامه­ ها و نوشته­ ها از این ویژگی­ ها خبری نیست. آیت­ الله خاتمی در اوایل نامه خود ضمن باارزش دانستن کار آقای وزیری به بعضی از نویسندگان نامه­ ها معترض شده و می نوسند فکر می کردم:

«این کار یکی از پربهاترین گنجینه گهر به دست خواهند آورد و در دسترس عاشقان علم و ادب خواهند گذارد و این مجموعه یکی از بهترین و شیرین­ ترین کتاب­های خواندنی جهان خواهد بود تا روزی کتابچه را به من مرحمت فرمودند. با کمال شوق آن را باز کرده و ورق زدم، ولی متأسفانه آن­چه دیدم با آن­چه خیال می­ کردم، مناسبتی نداشت. بسیاری از کسانی که در این مجموعه یادداشت کرده­ اند؛ من آن­ها را می­ شناسم که یا از طراز اوّل علماء و یا آن­که بهره وافی از دانش و فضل دارند، متأسفانه در این­جا به نوشتن چند جمله عادی قناعت کرده یا اگر از آن تجاوز کرده­ اند، به ذکر یکی دو حدیث از بزرگان دین که معروف نزد همه کس است، اقتصار کرده­ اند و می­ دانم بیشتر کسانی که یادداشت کرده­ اند ممکن بود ولو در کمال استعجال و ارتجال باشد، اثری نفیس و گوهری گران­بها از خود به جامعه تقدیم کنند و تنها بی­ توجّهی و عدم عنایت باعث رعایت نکردن نکته بالا بوده است. ولی آیا این­گونه بی­ توجّهی مستحسن است؟ هر چند این بی­ توجّهی جزئی است و چندان قابل توجّه نیست، ولی از آن­جایی که این جزئیات مرا به یاد لاقیدی و بی­ اعتنایی و کوچک شمردن همه شئون روحانیت حتی نسبت به امور حیاتی که بقاء جامعه روحانیت بستگی به آن دارد که از بیشتر آقایان محترم مشاهده می­ شود می­ آورد، مرا بسیار متأثر می­ سازد.»

حضرت امام نیز به این مسأله توجه داشته و در یکی از نامه­ های خانوادگی خود خطاب به فرزندش حاج سید احمد آقا که در موقع نوشتن نامه دقت کافی را رعایت نکرده بود می­ نویسد:

«احمد عزیزم! مرقوم بى­ تاریخ شما رسید. من نمى­ دانم چرا به این زودى از آخوندهاى بى­ بند و بار شدى! پس از این اول فوق نامه را تاریخ بگذار، بعد شروع كن.»

 5 ـ آیت­ الله خاتمی در بخشی از نوشته به یکی از دردها و مشکلات اصلی مسلمانان، به ویژه دستگاه روحانیت و حوزه­ های علمیه اشاره کرده و می­ نویسد:

«تشتّت افکار، بی­ نظمی دستگاه روحانیّت، تربیت نکردن مبلّغ و خطباء و اهالی منبر پاک و زبردست، تجمّع همه فضلا و دانشمندان در مراکز علمی و خالی گذاردن شهر­های کوچک و قصبه­ ها و ده­ ها از اشخاص شایسته برای هدایت و تربیت مردم، تهیّه نکردن برنامه صحیح و متناسب تحصیلی برای محصّلین و هزاران درد­های دیگر پیکر جامعه مسلمانان به خصوص روحانیت را بسیار ضعیف ساخته و تهدید به نیستی می­ کند، [و این هم] نشانه همان بی­ اعتنایی و لاقیدی است.»

ایشان از کسانی نبود که فقط نظر داده و دردشناس باشد، بلکه خود عامل بود و در پی چاره و راه حل و درمان هم بود، لذا پس چندین سال کسب علم و معرفت لازم در حوزه علمیه اصفهان، به همان شهر و دیار کوچک خود، اردکان برگشت و تا آخر همانجا در کنار مردم و متن جامعه و به دور از مراکز علمی آن زمان، مثل نجف و قم و مشهد و... انجام وظیفه کرده و ضمن کار کشاورزی به تربیت طلاب و رسیدگی به امور دینی مردم همت گماشت و دین را وسیله معاش قرار نداد.

اختلاف آراء و تشتت افکار وحدت شکن و مضر در بین روحانیت و حوزه­ های علمیه دغدغه همیشگی آیت­ الله خاتمی بود. به گونه­ ای که بعداز حدود 20 سال از نگارش آن نامه و تبعید امام خمینی به عراق، مجدداً طی نامه­ ای به آن مشکلات و مسائل اشاره کرده و حضرت امام نیز در پاسخ مرقوم می­ کنند:

«مطالبى كه مرقوم شده بود صحیح، و غفلت از آن نداشته‏ ام؛ لكن جنابعالى كه از وضع نابسامان ما اطلاع دارید، و از اختلاف اجتهاد و آرا در جمیع امور واقف مى‏ باشید، تصدیق بفرمایید كه این امر با آن كه در رأس اصلاحات است در رأس مشكلات نیز هست. این جانب در رجوع از حبس سابق در نظر گرفتم كه كارى كه مقدمه این نحو امور و طلیعه تفاهم بین حضرات است انجام دهم. بعضى اصلًا در شور هم حاضر نشدند، و بعضى كه در ظاهر صلاح دیدند عمل نكردند. و كسانى هم به اعذار مختلفه متشبث شدند. و بالجمله وقتى ما بیدار خواهیم شد كه بكلى كار از كار گذشته و راه چاره مسدود گردیده. دیگران براى مقاصد باطل خود مشغول كار و مجتَمع هستند، و ما در حق خود متفرق و مختلف الآراء و الاهواء هستیم.»

حضرت امام که بارها پیش و پس از انقلاب به این درد و مشکل و معضل دستگاه روحانیت و حوزه­ های علمیه تأکید داشتند، در جای دیگر می­ فرماید:

«آینده تاریك و روزهاى سیاهى براى شما پیش بینى مى‏ كنم. اگر خود را اصلاح نكنید، مجهز نگردید، نظم و انضباط در امور درسى و زندگى خود حكمفرما نسازید، در آتیه خداى نخواسته محكوم به فنا خواهید بود. تا فرصت از دست نرفته، تا دشمن بر همه شئون دینى و علمى شما دست نیافته، فكرى كنید؛ بیدار شوید؛ به پا خیزید. در مرحله اول، در مقام تهذیب و تزكیه نفس و اصلاح خود برآیید؛ مجهز و منظم شوید؛ در حوزه‏ هاى علمیه نظم و انضباط برقرار سازید؛ نگذارید دیگران بیایند حوزه‏ ها را منظم كنند؛ اجازه ندهید دشمنان، به بهانه اینكه اینان لایق نیستند، كارى از آنان ساخته نیست و مشتى بیكاره در حوزه‏ ها گرد آمده‏ اند، به حوزه‏ هاى علمیه دست بیندازند، و به اسم نظم و اصلاحات، حوزه‏ ها را فاسد سازند، و شما را تحت سلطه خود درآورند. بهانه دست آنان ندهید. اگر شما منظم و مهذب شوید، همه جهات شما تحت نظم و ترتیب باشد، دیگران به شما طمع نمى‏ كنند.»

6 ـ توجه به علل انحطاط مسلمانان و عبرت­ آموزی از تاریخ از دیگر تأکیدات هر دو روح­ الله است. سید روح­ الله خاتمی در همان نامه آورده است:

«افسوس فرصتی که در این چند سال گردش روزگار به­ دست ما داد که بایست آن را غنیمت شمرده و با درس عبرتی که از روزگار گذشته بایست گرفته باشیم و به نقاط ضعف و علل انحطاط خویش پی ببریم و با کمال سرعت با صلاح آن بپردازیم و این دستگاه را مرمّت و پایه­ های آن را بر اساس محکم قرار دهیم که بتواند در مقابل گرد­باد­های مخالف روزگار «که موقتاً ساکن و دیر یا زود وزیدن خواهد گرفت» چندی مقاومت کند، کوچکترین استفاده نکردیم سهل است، شاید سوء استفاده هم کردیم. و امّا قریب این فرصت از دست رفته ما همانیم که بودیم و دشمنان ما همان و در اوّلین حمله از پای در­خواهیم آمد و آیا مسئول آن کیست؟»

همین افسوس و تذکر را که نشان از آینده­ نگری و تیزبینی است، حضرت امام نیز در نامه خود به آقای وزیری بیان کرده و می­ فرماید:

«به همین زودى بر شما تفرقه زده‏ ها چنان چیره شوند كه از زمان رضا خان روزگارتان سخت تر شود.»

7 ـ نگاه جهانی و بشری به کارها و فعالیت­ ها و مفید بودن برای تمام بشریت از دیگر خصلت­ های حضرت امام و آیت­ الله خاتمی بود. آیت­ الله خاتمی ضمن قبول این که انسان همیشه دوست­دار و به دنبال جاودانگی است، راه جاودانگی را در آثار و کارهای می­ داند که برای بشریت مفید باشد:

«حیات تاریخی هر­کس عبارت است از آثار نیکی که از خود می­ گذارد و کوتاهی و درازی این حیات بسته به بقای آن اثر است... پس کسی که می­ خواهد هم زندگانیش وسیع و هم طولانی باشد باید سعی کند کار­های او هم مفید به حال نوع بشر باشد و هم اثر آن مدّت­ ها بماند، بلکه پاینده باشد و رعایت این دو امر یعنی سود رساندن به همه بشر و هم به­ طور دوام و همیشگی در مورد منافع مادّی و دنیوی ممکن نیست.»

امام خمینی نیز تذکر می­ دهند: «این دنیا از دست ما مى‏ رود... آن چیزى كه باقى مى‏ ماند حسنه است... آنى كه انبیا هم دنبالش هستند. و آن حسنه مطلقه عبارت از رسیدن به مقامى است كه ما نمى‏ توانیم بفهمیم. او باقى مى‏ ماند و هر چى كه از ما باقى بماند، حسنات است كه باقى مى‏ ماند.»

8 ـ توجه به معنویت، بهترین راه اصلاح و ترقی و ابدی شدن از دیدگاه حضرت امام و خاتمی بود. در نامه خاتمی به وزیری آمده است:

«چون روح فرد تنها متعلّق به خودش نیست، بلکه به جامعه بستگی دارد و صلاح و فساد آن در صلاح و فساد نوع مؤثر است. پس کسی که یک نفر را اصلاح کند به جامعه خدمت کرده است... از اینجا باید گفت که بهترین یادگار آثار علمی است که کسی از خود بگذارد که هم ابدی است (العلماء باقون ما بقی الدّهر) و هم عمومیت دارد و به طور کلّی هر­کس زندگانی ابدی می­ خواهد باید به معنویات توجّه کند... ابدیت را در معنویات باید جستجو کرد، ولی معنویات نشانه ابدیت و حقیقت آن چیز دیگری است و آن عبارت است از اتصال به مبدأ، ابدیت همه چیز را باید از مبدأ آن گرفت... اگر بشر با تمام وسائل علمی مجهّز شود و اگر به هوا بپرد؛ اگر به قعر دریا رود؛ اگر آسمان و زمین و تمام قوای طبیعت را مسخّر کند، ولی به یاد خدا نباشد، کوچکترین قدمی در راه اصلاح و ترقّی خود برنداشته بلکه تمام آن­ها، وسایل بدبختی او خواهد بود، چنان­که بچشم خود می­ بینیم.»

حضرت امام نیز بر این تأکید کرده و می­ فرماید:

«معنویات مهم است. بكوشید تا معنویات تحصیل كنید. علمِ تنها فایده ندارد، علم با معنویات علم است؛ ادب تنها فایده ندارد، ادب با معنویات. معنویات است كه تمام سعادت بشر را بیمه مى‏ كند؛ و كوشش كنید در تحصیل معنویات. در خلال علم كه تحصیل مى‏ كنید معنویات را تحصیل كنید. دانشگاه ها معنویت پیدا بكنند، مدارس معنویت پیدا بكنند، مكتب ها معنویت پیدا بكنند، تا ان شاء اللَّه سعادتمند بشوند.»

«با مادیت نمى‏ توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، كه اساسى‏ ترین درد جامعه بشرى در غرب و شرق است‏، به درآورد.»




[ سه شنبه 5 آبان 1394 ] [ 09:00 ق.ظ ] [ محمد رجایی نژاد ]

درباره وبلاگ

«شو بدان کُنج درون خُمّی بجوی»،
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

قالب میهن بلاگ download قالب بلاگفا وبلاگ اسکین قالب بلاگ اسکای قالب وبلاگ وبلاگ نویسان قالب وبلاگ دیکشنری آنلاین ایجاد فرم تماس ایجاد گالری عکس نمایش اوقات شرعی تقویم جلالی رتبه سنج گوگل مترجم سایت نمایشگر آی پی گوگل ساخت کد صوتی آنلاین آمارگیر فونت های زیباساز تغییر شکل ماوس فال حافظ فال عشق طالع بینی هندی طالع بینی ازدواج بازی آنلاین